پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

معمیات

شمارهٔ ۶ - ایضاً

پیکری بیگناه را دیدم

چو گنهکار در جحیم افتاد

پخته کردش چو خام طبعش یافت

مالک دوزخش که بود استاد

زان پس از دوزخش برون آورد

تا کند موضع خراب آباد

بر لبش چون بلطف آب فشاند

سوز و تا بیش در نهاد نهاد

در جهان کآب آتش افروزد

جز در آن طبع کس ندارد یاد

ادامه‌ی معمیات

  1. شمارهٔ ۸ - ایضاًمشکلی آمدست در پیشم
  2. شمارهٔ ۹ - ایضاًآن چیست که چون ابروی جانان باشد
  3. شمارهٔ ۱۰ - ایضاًچیست نامی که مستوی خوانیش
  4. شمارهٔ ۱۱ - ایضاًپرسم لغزی ای شده فاش از تو هنر
  5. شمارهٔ ۱۲ - چیستانچیست آن دریا که دارد بر سر آتش قرار
  6. شمارهٔ ۱۳ - ایضاًآمد بر من خادمکی همچو دو پیکر
  7. شمارهٔ ۱۴ - ایضاًچیست آنجنس کو بجنبش طبع
  8. شمارهٔ ۱۵ - ایضاً لهچیست آن پیکر پری کردار
همه‌ی معمیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.