پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

معمیات

شمارهٔ ۱۳ - ایضاً

آمد بر من خادمکی همچو دو پیکر

ز آهن زده بر خود گرهی سخت میانش

دارد دو سر و یک دهن اما دهنش را

نی رسته دندان بوی اندر نه زبانش

وین طرفه که بی آنکه نماید سر دندان

پاره کند آنرا که در آید بدهانش

بی روح و روانست ولی کار بری جلد

دارد ذکر اما کس و کونست عیانش

تا در نکنی در کس و کون وی انگشت

در کار نیاید تن بی روح و روانش

ادامه‌ی معمیات

  1. شمارهٔ ۱۵ - ایضاً لهچیست آن پیکر پری کردار
همه‌ی معمیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.