پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

معمیات

شمارهٔ ۱۲ - چیستان

چیست آن دریا که دارد بر سر آتش قرار

آتش اندر زیر و آبش تیز تاب و شعله وار

موج دریاها ز آب و موج او از آتش است

آب او چون آب دریاها نباشد خاکسار

آب او جوشان و در وی ماهیان بوالعجب

جوشن هر یک ز سیم خام یا زر عیار

ماهیان در وی بسان صوفیان خرقه پوش

سر بر آورده بر قاصی ولی بی اختیار

هر یکی چون زاهدی اندر ریاضت خانه ئی

چرخ گردان میستاند خرقه ز ایشان تار تار

بیگناهی چند اندر تیره آبی غوطه ور

بسته اندر گردن هریک طنابی استوار

بر کنار آب او استاد قدرت منتظر

تا برآرد از وجود کی بیک ز ایشان دمار

مرده ئی چندند از سیفور و اطلسشان کفن

و آن کفن ز ایشان رباید چرخ دون نباش وار

ز انبیا و اولیا نشمارد ایشان را خرد

لیک دارند از نبی و از ولی هر یک شعار

گاه چون یونس گرفتارند اندر بطن حوت

گاه چون منصور شان منزل بود بالای دار

شد تن ابن یمین چون تار ابریشم ز فکر

تا ز ابریشم کشی ناگه شد این سر آشکار

ادامه‌ی معمیات

  1. شمارهٔ ۱۴ - ایضاًچیست آنجنس کو بجنبش طبع
  2. شمارهٔ ۱۵ - ایضاً لهچیست آن پیکر پری کردار
همه‌ی معمیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.