پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

معمیات

شمارهٔ ۵ - ایضاً

چیست آن گوهر شهوار میان پر زر و سیم

سیم و زر هر دو درو آب و بهم ناممزوج

هست چون صبح دوم غرقه زر اندر سیمش

لیک صبحی که نباشد به بلندیش عروج

گه بود حقه سیماب و درو مهره زر

گاه از آن حقه کند موذن شبخیز خروج

اجتماع مه و مهرست بدو در همه وقت

چه عجب صورت او هست چه برجی ز بروج

این لغز بر تو اگر حل نکند ابن یمین

نتوانی بدر آوردن الی یوم خروج

ادامه‌ی معمیات

  1. شمارهٔ ۷ - ایضاًچیست آن آسیا که گردش او
  2. شمارهٔ ۸ - ایضاًمشکلی آمدست در پیشم
  3. شمارهٔ ۹ - ایضاًآن چیست که چون ابروی جانان باشد
  4. شمارهٔ ۱۰ - ایضاًچیست نامی که مستوی خوانیش
  5. شمارهٔ ۱۱ - ایضاًپرسم لغزی ای شده فاش از تو هنر
  6. شمارهٔ ۱۲ - چیستانچیست آن دریا که دارد بر سر آتش قرار
  7. شمارهٔ ۱۳ - ایضاًآمد بر من خادمکی همچو دو پیکر
  8. شمارهٔ ۱۴ - ایضاًچیست آنجنس کو بجنبش طبع
همه‌ی معمیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.