پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵١۵

رضی ملت و دین ایکه با افاضت تو

برسم طعنه توان گفت ابر را فیاض

توئیکه لازم ذاتی بود جواهر را

بعهد بخشش عامت زوال چون اعراض

ز همت تو که قانون جود اساس نهاد

محصل است همه وقت امید را اغراض

جهان فضل و هنر را ز فتحباب کفت

بخشگسال کرم تازه و ترست ریاض

قضیه ایست مرا با تو عرض خواهم کرد

سزد کزان نکند طبع نازکت اعراض

در آنجریده که مدحت سواد میکردم

بسان نامه اعمال من نمانده بیاض

ز خازن کرمت بر سبیل گستاخی

همیکنم ورقی چند کاغذ استقراض

اگر چه از مرض احتیاج ابن یمین

شدست با همه رندی چو زاهدی مرتاض

ولی معالج دارالشفای مکرمتت

برد بداروی احسان هزار ازین امراض

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵١٧بدوستی که نیاید امیدها همه راست
  2. شمارهٔ ۵١٨طلب کن گوشه امن و فراغی
  3. شمارهٔ ۵١٩پیشتر زینکه رند وش بودم
  4. شمارهٔ ۵٢٠عزمم درست گشت که نارم دگر بکف
  5. شمارهٔ ۵٢١پیشتر زین روزگاری داشتم الحق چنانک
  6. شمارهٔ ۵٢٢شاعری نیست پیشه ئی که ازو
  7. شمارهٔ ۵٢٣ای سپهر بیحفاظ دون نواز
  8. شمارهٔ ۵٢۴حال صیغت امر و ماضی و مضارع بودنست
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.