پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵١١

دل بجان آمد از مضیق جهان

وین بتر کم امید نیست خلاص

از گزند سپهر ناهموار

چون گزیدم ولات حین مناص

بخت را گفتم ای رمیده ز من

با زمانه مزن دم اخلاص

که ندارد معاویه در مکر

حاجت یاری سلاله عاص

ساز او با نوا و دستانست

تو بدستان او مشو رقاص

ای بسا کاوفتد بکام نهنگ

گرچه بهر صدف رود غواص

تا صروف زمانه صرافست

سیم کس را نمیخرد برصاص

پیش این سفله طبع دون پرور

نیست فرق از عوام تا بخواص

شاخ کسنی بذوق نیشکرست

سیب شیرین ترش تر از اجاص

گر لبی نان ز خوان او شکنی

بشکند سر همان دمت بقصاص

گر کند منشی فلک جوری

جز بابن یمین نباشد خاص

شاید آری که در زبانها هست

ذکر القاص لایحب القاص

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵١٣گر کسی با تو میزند لافی
  2. شمارهٔ ۵١۴منم آنکس که بهر گوهر فضل
  3. شمارهٔ ۵١۵رضی ملت و دین ایکه با افاضت تو
  4. شمارهٔ ۵١۶یک نکته اختیار کن از عقل خرده دان
  5. شمارهٔ ۵١٧بدوستی که نیاید امیدها همه راست
  6. شمارهٔ ۵١٨طلب کن گوشه امن و فراغی
  7. شمارهٔ ۵١٩پیشتر زینکه رند وش بودم
  8. شمارهٔ ۵٢٠عزمم درست گشت که نارم دگر بکف
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.