پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٠۵

گر بعیب انقلاب روزگار بی ثبات

میکشد ابن یمین از آشنائی سرزنش

مشفقی فرزانه ئی باید زهر تهمت بری

تا بگوش جان فرو خواند به پیغام از منش

کز صروف روزگار ایمن بود هر سفله طبع

رنج دل باشد نصیب مردم والامنش

عقل کاراگاه داند کز خطر خیزد خطر

وین قضا بر لوح دلها از قلم شد منقش

شهره افاق گردد هر شجاع مفتخم

در خمول ذکر ماند هر جبان مرتعش

درجهان وقتی رواج زر همی آید پدید

کاندراتش بارها پالایدش زرگر زغش

سکه نتواند تصرف کردن اندر سیم و زر

تا ز پولادش نگردد چهره اول منخدش

کر که باور می ندارد بی ثباتی جهان

از برای او بائین مثل گویند غش

و انکه چون ابن یمین از کار دهر آگاه نیست

گو ببین احوال خوارزم از پی سلطان تکش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٠٧مرا سپهر چو نراد مهره دزد آمد
  2. شمارهٔ ۵٠٨هر که وجه معاش خود دارد
  3. شمارهٔ ۵٠٩هر نکته که از گفتن آن بیم گزندست
  4. شمارهٔ ۵١٠ای دل ز غم منال که از گردش زمان
  5. شمارهٔ ۵١١دل بجان آمد از مضیق جهان
  6. شمارهٔ ۵١٢کسی کو ز غوغای فقر و نیاز
  7. شمارهٔ ۵١٣گر کسی با تو میزند لافی
  8. شمارهٔ ۵١۴منم آنکس که بهر گوهر فضل
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.