پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٩۶

روزی بخرد ابن یمین از غم دل گفت

آندم که فلک بستد ازو هر کم و بیشش

پرسید که آیا بجهان هیچ کریمی

باشد که کند چاره درد دل ریشش

گفتا که بلی شاه ابوبکر علی کوست

شاهی که بود جود و کرم عادت و کیشش

خورشید صفت ذره نوازست از آنست

چون سایه دوان خلق جهان از پس و پیشش

چون مرحمت او همه را شامل حالست

بیگانه همان لطف ازو دید که خویشش

بر ظلم فلک داد ازو خواه که امروز

نوش کرم او شکند تلخی نیشش

رو معتکف درگه او باش که آنست

جائیکه کنند اهل جهان قبله خویشش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٩٨سخن بکری بود نوزاده فکر
  2. شمارهٔ ۴٩٩شهریار جهان طغایتمور
  3. شمارهٔ ۵٠٠صفت کیمیا اگر خواهی
  4. شمارهٔ ۵٠١قطع کن ای ابن یمین وصل آنک
  5. شمارهٔ ۵٠٢کسی که لاف بزرگی همی زند بنگر
  6. شمارهٔ ۵٠٣کریم دولت و دین سرور زمان و زمین
  7. شمارهٔ ۵٠۴که میبرد سخنی از زبان ابن یمین
  8. شمارهٔ ۵٠۵گر بعیب انقلاب روزگار بی ثبات
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.