پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴۶٨

بلبل گلشن قدسم شده از جور فلک

بیگنه بسته زندان و گرفتار قفس

آمده روضه فردوس برین مانده بجای

گل سیراب و سمن ساخته از خار و ز خس

نه چو بلبل منم آن سدره نشیمن شهباز

کز هوای ملکوت آمدم اینجا بهوس

باز خواهم بسوی مسکن عقبی رفتن

چکنم گلخن دنیا پس ازینم بس و بس

گر پیاپی شود احداث فلک بر سر من

تا بحدی که مرا روز بود بیم عسس

نیست اندیشه ز ارعاد و ز ارعاب ویم

کاروانی بود آمیخته بر بانگ جرس

از کمان فلک ار تیر حوادث بارد

التجای دل من غیر خدا نیست بکس

نکنم رغبت دنیا که متاعیست قلیل

شاهبازان بگه صید نگیرند مگس

چه دهد ابن یمین دل بجهانی که ازو

رفت اگر باز نیاید بتن این رفته نفس

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٧٠خواهی که خوار می نشوی ایعزیز من
  2. شمارهٔ ۴٧١دیگر نروم بر در مخلوق ازین پس
  3. شمارهٔ ۴٧٢دوش خرد گفت بروح القدس
  4. شمارهٔ ۴٧٣ز اقتضای دور گردون گر پدید آید ترا
  5. شمارهٔ ۴٧۴سعی در تنقیص قدر خویش کرد
  6. شمارهٔ ۴٧۵صاحبا چون یمین دولت و دین
  7. شمارهٔ ۴٧۶گر کسی از روزگار اکنون شکایت می‌کند
  8. شمارهٔ ۴٧٧مدتی شعر بهر گونه که آمد گفتم
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.