پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴۶٧

آنکه کارش ز ابتدا تا انتها

یاوگی و هرزه گوئی بود و بس

وانکه از عهد شبابش تا بشیب

میل سوی فتنه جوئی بود و بس

در جهان زد آتشی از طلم و زان

حاصلش بی آبروئی بود و بس

خواست تا گردد وزیر اما نشد

ز آنکه کارش زشتخوئی بود و بس

گر باستحقاق بودی کارها

کار آن دون مرده شوئی بود و بس

با عقل کار دیده بخلوت حکایتی

میکردم از شکایت گردون پر فسوس

گفتم ز جور اوست که اصحاب فضل را

عمر عزیز میرود اندر سر یئوس

از قرص آفتاب نهد خوان جاهلان

و ارباب علم را ندهد ذره ئی سبوس

زالیست سالخورده بدستان گشاده دست

و او بر مثال رستم و دانا چو اشکبوس

دانا فرود وار درین سر گرفته حصن

بیجرم و چرخ در طلبش کینه ور چو طوس

گفت از برای عزت ارباب جهل نیست

کاورنگشان نهد فلک از عاج و آبنوس

بر پای باز بند نه بهر مذلتست

تاج از پی شرف نبود بر سر خروس

مردان که از علائق دنیا مجردند

هرگز نظر کنند بزینت چو نو عروس

این فخر بس که چهره دانا گه جدال

باشد چو لعل و گونه نادان چو سندروس

عقلم چو پای بر سر افلاک مینهد

گو جاهلش مکن بهمه عمر دستبوس

چون همت تو نوبت شاهی همیزند

گو از درت مرو بفلک بر غریو کوس

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۶٩پنج روزی که درین توده خاکت وطنست
  2. شمارهٔ ۴٧٠خواهی که خوار می نشوی ایعزیز من
  3. شمارهٔ ۴٧١دیگر نروم بر در مخلوق ازین پس
  4. شمارهٔ ۴٧٢دوش خرد گفت بروح القدس
  5. شمارهٔ ۴٧٣ز اقتضای دور گردون گر پدید آید ترا
  6. شمارهٔ ۴٧۴سعی در تنقیص قدر خویش کرد
  7. شمارهٔ ۴٧۵صاحبا چون یمین دولت و دین
  8. شمارهٔ ۴٧۶گر کسی از روزگار اکنون شکایت می‌کند
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.