پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٣٠

شکر انعام حاتم ثانی

مخلص الملک یونس طاهر

آنکه کس را خلاف نیست که هست

نسبتش طاهر و حسب ظاهر

بکدامین زبان توانم گفت

ای زبانها ز شکر تو قاصر

چون یساری ندارد ابن یمین

که شود بر جزای آن قادر

هست سودای آنش اندر سر

که برارد ز لجه خاطر

دانه ئی چند گوهر شهوار

هر یکی همچو کوکبی زاهر

بر جناب جلالت افشاند

کسر تقصیر را شده جابر

گر سر استماع آن داری

لطف کن سوی بنده شو ناظر

ای جهانی ز جود تو شاکر

بکرم اهل عالمت ذاکر

از صریر درت همی شنود

مرحبا گوش سائل و زائر

کلک تو درگه رضا و سخط

عالمی را مبشر و منذر

صیت احسان و ذکر انعامت

مثلی گشته در جهان سایر

وصف کردار و نعت گفتارت

هم بدیع آمدست و هم نادر

تا تو معمار خطه کرمی

شد خرابی غامرش عامر

در فنون هنر طبیعت تو

گشته مانند یک فنان ماهر

فتح باب کفت همی دارد

روضه مکرمات را ناضر

بر قضا و قدر بود رایت

در بد و نیک ناهی و آمر

صاحبا از جفای چرخ شدست

طبع من کند و خاطرم فاتر

لیکن از دهر داد بستانم

گر بود همتت مرا ناصر

تا در ایام نام اهل کرم

زنده ماند ز گفته شاعر

باد مداح تو چو ابن یمین

هرکجا شاعری بود فاخر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٣٢شاه جهان طغایتمور خان تاجبخش
  2. شمارهٔ ۴٣٣شرف دولت و دین مشرف دیوان هنر
  3. شمارهٔ ۴٣۴شکرها میکنم در این ایام
  4. شمارهٔ ۴٣۵شرف مرد بعلمست و کرامت بسجود
  5. شمارهٔ ۴٣۶شکر نعمت ز کفر وا دارد
  6. شمارهٔ ۴٣٧صاحبا مدتیست تا کردم
  7. شمارهٔ ۴٣٨صاحبا بنده اگر جرمی کرد
  8. شمارهٔ ۴٣٩صاحب اعظم جلال ملک و دین یونس که باد
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.