پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٣٢

شاه جهان طغایتمور خان تاجبخش

کز قدر و جاه بر سر کیوان نهد سریر

شاهی که از جلالت جاه و علو قدر

تیرش دبیر میسزد و مشتری وزیر

از گلشن مکارم اخلاق او برد

باد صبا بعرصه عالم دم عبیر

از یمن کردگار بتأیید بخت یافت

چیزی که گنج داشت در امکان بجز نظیر

بیرون کشد ز عرصه عالم عدوش را

احداث دهر بر صفت موی از خمیر

پیکان آب داده او روزکار زار

بیرون جهد ز جوشن و خفتان که از حریر

حکمی که بر سپهر کند بخت نوجوانش

جز امتثال آن نکند این سپهر پیر

گشت بد سگال وی از زندگی نفور

زانش همی رسد بفلک هر زمان نفیر

در تیره شب بدیده موران فرو کند

شست وی از کمان کیانی هزار تیر

از بیقرار خامه او ملک را قرار

ای چشم دین و ملک بنور رخش قریر

شاها توئی که بر فلک اجرام سعد را

در نیک و بد موافق رایت بود مسیر

از عکس تیغ سبز تو شد کور دشمنت

افعی بلی ز عکس زمرد شود ضریر

خصم تو گر شود همه تن جامه چون پیاز

زودش فلک برهنه بسازد بسان سیر

بهر وجود جود تو پیدا کند فلک

مالی که هست گر ز قلیل و اگر کثیر

تا دست درفشانت ببخش در آمدست

در کاینات می نتوان یافت یک فقیر

در روزگار عدل تو از یمن رافتت

نوشد بره دلیر ز پستان شیر شیر

دوران بعهد عدل تو در حفظ کاروان

از ترک رهزن فلکی میدهد سفیر

شاها منم که بلبل خوشگوی طبع من

در گلشن مدایح تو میزند صفیر

شعر مرا تو قدر شناسی که در جهان

چون رای روشنت نبود ناقدی بصیر

دارم طمع که ابن یمین را عنایتت

گردد زجور حادثه دهر دستگیر

تا من قصایدی کنم انشا بمدح تو

کاندر کمان فتد ز حسد بر سپهر تیر

تا از امیر و بنده بگیتی نشان بود

تابنده چون امیر بندرت بود خطیر

بادا کمینه بنده میمون جناب تو

بر هر که در زمانه امارت کند امیر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٣۴شکرها میکنم در این ایام
  2. شمارهٔ ۴٣۵شرف مرد بعلمست و کرامت بسجود
  3. شمارهٔ ۴٣۶شکر نعمت ز کفر وا دارد
  4. شمارهٔ ۴٣٧صاحبا مدتیست تا کردم
  5. شمارهٔ ۴٣٨صاحبا بنده اگر جرمی کرد
  6. شمارهٔ ۴٣٩صاحب اعظم جلال ملک و دین یونس که باد
  7. شمارهٔ ۴۴٠صحبت نیکان بود مانند مشک
  8. شمارهٔ ۴۴١صاحب اعظم غیاث ملک و دین هندو کزو
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.