پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٣٧

صاحبا مدتیست تا کردم

خدمتت آنچنانک بد مقدور

هر چه فرموده ئی ز باطل و حق

بوده امر ترا بجان مأمور

نه مرا هست عز و منصب و جاه

نه شراب و کباب و نه منظور

هر که از بهر خدمت مخلوق

گردد از وصل دوستان مهجور

چون ز جنس هنروران باشد

بر سه نوعست حالتش مقصور

راحتش گر فزون بود از رنج

اندکی سعی او بود مشکور

ور بود رنج و راحتش یکسان

این هم از کار نیست چندان دور

ور فزونست رنجش از راحت

هست بیمزد دیو را مزدور

چون من از فرقه سوم گشتم

که بهر عشوه ئی شوم مغرور

عقل داند کزین سلیم دلی

مرد گردد با حممقی مشهور

زین پس ار سر بتابم از خدمت

شاید ار خواجه داردم معذور

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٣٩صاحب اعظم جلال ملک و دین یونس که باد
  2. شمارهٔ ۴۴٠صحبت نیکان بود مانند مشک
  3. شمارهٔ ۴۴١صاحب اعظم غیاث ملک و دین هندو کزو
  4. شمارهٔ ۴۴٢طبع انسانی بدان مفطور شد
  5. شمارهٔ ۴۴٣عمر تا کی چنین بریم سر
  6. شمارهٔ ۴۴۴علاء دولت و دین آن وزیر شاه نشان
  7. شمارهٔ ۴۴۵فلک سرگشته کرد ابن یمین را
  8. شمارهٔ ۴۴۶کسی خوش بر آید در این روزگار
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.