پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴۴۴

علاء دولت و دین آن وزیر شاه نشان

که میدهد دل و دستش چو بحر و کان گوهر

اگر ز بحر کف او سحاب رشحه برد

کند چو قطره پراکنده در جهان گوهر

بخواند ابن یمین را و گفت ساخته اند

ردیف شعر ازین پیش شاعران گوهر

ترا که ابن یمینی چو هست آن قدرت

ردیف مدحت من کن بامتحان گوهر

نثار حضرت او کردم امتثالش را

ز گنج خاطر خود گنج شایکان گوهر

یکی قصیده بگفتم که مطلعش اینست

ز هی عقیق تو افشانده بر روان گوهر

بسمع خواجه رسانیدم از کرم فرمود

که هست قیمت شعر تو بیکران گوهر

ز بسکه تربیتم کرد امیدوار شدم

که یابم از کف راد خدایگان گوهر

گذشت عمر و کسی در کنار من ننهاد

بغیر مردمک چشم در فشان گوهر

چو دید مردم چشم از کنار فاقه من

ز روی مردمی آورد در میان گوهر

چو ریسمان شدم از بار انتظار نزار

که جمع کی کنم ایا چو ریسمان گوهر

اگر چه وعده احسانش امتدادی یافت

هنوز هست امیدم که ناگهان گوهر

بیابم از کرمش ز آنکه گوهرش پاکست

خلاف وعده نیاید از آنچنان گوهر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۴۶کسی خوش بر آید در این روزگار
  2. شمارهٔ ۴۴٧کردگارا بعذاب ار چه که بس نزدیکم
  3. شمارهٔ ۴۴٨کاری که لطف پای نهد در میان آن
  4. شمارهٔ ۴۴٩کریم الدین تو آن پهلو نژادی
  5. شمارهٔ ۴۵٠منت ایزد را که باز افکند چتر شهریار
  6. شمارهٔ ۴۵١مجلس نوئین اعظم خسرو جمشید فر
  7. شمارهٔ ۴۵٢مرا نام اگر نیک و گر بد بود
  8. شمارهٔ ۴۵٣من نیم در بند افزونی طلب کردن ولی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.