پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٣٧٠

وزیر کشور چارم غیاث دولت و دین

توئی که رای تو صد ملک را بیاراید

بهر چه بخت جوان تو حکم جزم کند

سپهر پیر بر آن نکته ئی نیفزاید

فضایل تو گر از خود نهان کند حاسد

چنان بود که بگل آفتاب انداید

هزار عقده اگر بر امور ملک افتد

ضمیر تو بسر انگشت فکر بگشاید

روا بود که در ایام دولت چو توئی

زمانه همچو منی را بغم بفرساید

ز گوسفند و جو و کاه و از دقیق و حطب

گزیر نیست که این پنجگانه میباید

ضمیر پاک تو چون حال بنده میداند

سزد که بنده بذکرش صداع ننماید

کنون چو کار مرا هیچ استقامت نیست

گرم اجازت رجعت دهی همی شاید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٣٧٢هر که انبای جنس را خواهد
  2. شمارهٔ ٣٧٣هر بلا کز قضای بد باشد
  3. شمارهٔ ٣٧۴هر کرا با خود مصاحب میکنی
  4. شمارهٔ ٣٧۵هر که را داد نعمتی ایزد
  5. شمارهٔ ٣٧۶هر آن کش خرد رهنمایست و رهبر
  6. شمارهٔ ٣٧٧هنر بباید و رادی و مردمی و خرد
  7. شمارهٔ ٣٧٨هیچ رنجی بتر ز غربت نیست
  8. شمارهٔ ٣٧٩هر که از بهر خود نگفت سخن
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.