پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٣٣١

گروهی جوانان نوخاسته

در کینه کهنه‌ای می‌زنند

چو یأجوج در سد اسکندری

به دستان بسد رخنه‌ای می‌زنند

بر انشا چون من مسیحا دمی

ز کون خری طعنه‌ای می‌زنند

همانه نیند آگه از بس غرور

که پا بر سر دشنه‌ای می‌زنند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٣٣٣گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر
  2. شمارهٔ ٣٣۴گر سیم و زری بقرض یابی
  3. شمارهٔ ٣٣۵گرم بدست فتد ساقی سمن ساقی
  4. شمارهٔ ٣٣۶کسیکه اهل خرد باشد آن سزد از وی
  5. شمارهٔ ٣٣٧کنجی که در او گنجش اغیار نباشد
  6. شمارهٔ ٣٣٨گفتند که صحبت بزرگان
  7. شمارهٔ ٣٣٩گر پرسدت کسی که بر آتش چه افکنند
  8. شمارهٔ ٣۴٠گر نبندی کمر بخدمت خود
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.