پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢٣٣

ایدل آگه نیستی کز پیکرت باد فنا

ناگه انگیزد غباری چون ز میدان گرد گرد

ز ابر خذلان ز مهریر قهر چون ریزان شود

هر که دارد برد طاعت جان ز دست برد برد

وانکه دارد اقتدار خیر و فرصت فوت کرد

چون بمرد آن ناسپاس بیخرد نا مرد مرد

مرد آن باشد که بخشد سیم و زر در زندگی

سیم و زر سودی ندارد آنزمان کو مرد مرد

در مصائب ناله کم کن کین مثل ماند بدان

بره را میبرد گرگ و اشتلم میکرد کرد

عاقبت خواهد فتادان بره در چنگال گرگ

گر چه بسیاری نگهبانیش خواهد کرد کرد

ساقیا درمان ندارد خشک‌ریش روزگار

باده در ده تا فرو ریزم به پای درد درد

غم مخور ابن یمین کین دور چرخ نیلگون

بس امیر و پهلوان را استخوان‌ها خورد خورد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢٣۵اگر باید ایدل که تا آبروی
  2. شمارهٔ ٢٣۶بدان گروه بخندد خرد که بر بدنی
  3. شمارهٔ ٢٣٧بمیدان اظهار مردانگی
  4. شمارهٔ ٢٣٨بزیارت بر اصحاب مناصب کم رو
  5. شمارهٔ ٢٣٩بهترین مراتب آن باشد
  6. شمارهٔ ٢۴٠ببزم آصف جمشید رتبت
  7. شمارهٔ ٢۴١بغربت ار چه سپهرم بدان صفت دارد
  8. شمارهٔ ٢۴٢با خرد گفتم ای مدبر کار
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.