پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢١۵

آمد مه صیام که بر آصف زمان

این و چنین هزار دگر هم خجسته باد

والا علاء دولت و ملت که جاودان

دست فنا ز دامن جاهش گسسته باد

در بندگیش صف زده آزادگان دهر

زینسان که هست تا به ابد رسته رسته باد

هر کام دل که حاسد او آرزو برد

دستش بآب دیده از آنجمله شسته باد

بهر نشاط خاطر او شیر آسمان

بوزینه وش ز چنبر افلاک جسته باد

زنگار و خون گرفته و سر با سر آژده

چشم و دل عدوش چو بادام و پسته باد

از بیم لشگرش که چو موراند بیشمار

دشمن ملخ صفت پس زانو نشسته باد

دائم ز گوشه جگر خصم جغد فال

بهر عقاب رایتش آماده مسته باد

نیهای نیزه های سپاه مظفرش

در جویبار دیده اعداش رسته باد

ای سرور زمانه ز زلف عروس فتح

پرچم فراز رایت عالیش بسته باد

تیغ ترا چو آهنش از کان نصرتست

دندان ماهی فلکش نیز دسته باد

شیر سپهر اگر ننهد سر برو بهیت

از تیغ آفتاب دلش ریش و خسته باد

چون شمع آسمان بجهان نور در دهد

پروانه از ضمیر منیر تو جسته باد

پیوسته در زمانه ز خیل سخای تو

پشت سپاه فاقه چو اکنون شکسته باد

ابن یمین بیمن مساعی دولتت

از محنت نوایب ایام رسته باد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢١٧امیر و خواجه منعم کسی تواند بود
  2. شمارهٔ ٢١٨اگر اقلیم قناعت شودت زیر نگین
  3. شمارهٔ ٢١٩از ابن یمین سؤال کردند
  4. شمارهٔ ٢٢٠انصاف فلک بین که درینمدت اندک
  5. شمارهٔ ٢٢١ای دل آخر ترا که باد هوس
  6. شمارهٔ ٢٢٢آنها که داشتند شدند و گذاشتند
  7. شمارهٔ ٢٢٣از طبیبی شنیده ام روزی
  8. شمارهٔ ٢٢۴آصف ثانی علاء دولت و دین
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.