پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ٧۴ - وله

بعزم سفر شاه جمشید فر

بر افراخت رایت بخورشید بر

بهر سو که روی آورد رایتش

قوی پشت باد او بفتح و ظفر

شنیدم ز گفتار کار آگهی

که فرمود شاهنشه بحر و بر

که ابن یمین نیز اقبال وار

درین ره ببندد بخدمت کمر

همانا که رأی همایون شاه

ندارد ز حالم کماهی خبر

ز مستان و پیری و بیحاصلی

برین صورت ار کرد باید سفر

ببینم بچشم آنچه گوشم شنید

که باشد سفر قطعه ئی از سقر

کمال کرم را چه نقصان رسد

اگر شهریار فریدون سیر

ز داد و دهش کار چاکر نخست

بسیم فراوان کند همچو زر

پس آنگه اجازت دهد تا بجان

دعا گوی میباشمش در حضر

ز درگاه عالم پناهش رهی

ندارد جز این التماس دگر

جهاندار شاها بسمع رضا

زمن بشنو این نکته مختصر

بده داد بیچاره گر بایدت

که دادت دهد داور دادگر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٧۶ - قصیدهخرم صباح آنکه او ز اول که بگشاید نظر
  2. شمارهٔ ٧٧ - قصیدهدوش رفتم از ره فکرت بر این نیلی حصار
  3. شمارهٔ ٧٨ - وله ایضاً در مدح و تهنیت قدوم پادشاهدوش وقت صبحدم آمد نسیمی مشکبار
  4. شمارهٔ ٧٩ - وله ایضاً قصیده در مدح تاج الدین علی سربداریدوش بی هیچ خبر کوکبه باد سحر
  5. شمارهٔ ٨٠ - وله ایضاًدوش بادی مشک‌بو آمد به هنگام سحر
  6. شمارهٔ ٨١ - قصیده در مدحزهی حیران ز قد و خط و دندان و لب دلبر
  7. شمارهٔ ٨٢ - قصیده گوهرزهی عقیق تو افشانده بر روان گوهر
  8. شمارهٔ ٨٣ - وله ایضاًزهی خجسته شبی کز درم نسیم سحر
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.