پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ٨٢ - قصیده گوهر

زهی عقیق تو افشانده بر روان گوهر

ز شرم روی تو آبیست ناروان گوهر

گهر فشانی لعلت چو آیدم در چشم

فتد ز چشم من زار ناتوان گوهر

سرشگ بر مژه من ز عکس دندانت

چنان نشست که بر پیکر سنان گوهر

چو لب بخنده گشائی ز در دندانت

نشست در صدف جان عاشقان گوهر

بیا تفرج این جزع در فشانم کن

کزو شدست پراکنده در جهان گوهر

سخن مگوی که تا هر نفس در آویزد

ز رشک لفظ تو خود را ز ریسمان گوهر

تو بوسه ئی نفروشی بمن بنقد روان

ببر ز جزع من اینک برایگان گوهر

ز عکس رسته دندان تو عجب نبود

گرم چو مغز بروید در استخوان گوهر

هوای لعل تو کردم فلک بطنزم گفت

که رایگان نتوان یافت ایفلان گوهر

ترا که در همه عالم وجوه یکشبه نیست

کجا رسد بچنان مفلسی چنان گوهر

بگفتم آن گهر و صد چنان بدست آرم

چو یابم از گهر شاه کامران گوهر

علاء دولت و ملت که فیض بخشش او

درون قلعه خارا بود نهان گوهر

اگر چه کان زره طبع سخت ممسک بود

چو دید همتش آورد با میان گوهر

هنر پناه شها کلک تو بغواصی

ز بحر چون شبه آورد بر کران گوهر

نیام خود ز دل دشمنش کند تیغش

بلی بسنگ درون میکند مکان گوهر

اگر پناه بدریا و گر بکوه برد

نیابد از کف در پاش تو امان گوهر

ز بیم تیغ تو گر بر فراز کوه کشی

چو کهربا شود اندر صمیم کان گوهر

ز طیب خلق تو گوئی که غنچه زد نفسی

که کرد ابر بهاریش در دهان گوهر

دهان ابن یمین زان گهر نمای شدست

که هست مدح تو بر خنجر زبان گوهر

همیشه تا دهد اندر جهان ز خامه و تیغ

که آگهی خط چون در گهی نشان گوهر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٨۴ - قصیده در مدح معزالدین حسین کرتشکر این دولت که یارد گفت ز اهل روزگار
  2. شمارهٔ ٨۵ - قصیده در مدح تاج الدین علی سربداریعید آمد ای نگار بده جام خوشگوار
  3. شمارهٔ ٨۶ - قصیده در مدح امیر تالشفصل بهارست خیز ای صنم گلعذار
  4. شمارهٔ ٨٧ - ایضاً در تهنیت عید و مدح وجیه الدین مسعودفرخنده باد مقدم عید خجسته فر
  5. شمارهٔ ٨٨ - قصیده فی التوحید و الزهد و نعت الرسول صلی الله علیه و سلمموسم پیری رسید ایدل جوانی ترک گیر
  6. شمارهٔ ٨٩ - ایضاً قصیده در مدح معز الدین حسین کرتمنت خدایرا که بتوفیق کردگار
  7. شمارهٔ ٩٠ - وله ایضاً قصیده در مدح تاج الدین علی سربداریمنت ایزد را که بخت نوجوان پیرانه سر
  8. شمارهٔ ٩١ - ولهمرا چو یاد خراسان گذر کند بضمیر
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.