پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ٩١ - وله

مرا چو یاد خراسان گذر کند بضمیر

ز خون دیده کنم همچو لاله برگ زریر

چنانم آتش دل بر فلک زبانه زند

که یک شرر بود از شعله هاش چرخ اثیر

اگر چه بیرخ احبابم وز چرخ نفور

وگرچه با غم اصحابم و هزار نفیر

ولی شراب و ربابم مرتبست مدام

شراب خون دلست و رباب ناله زیر

مرا که یکنفس از دوستان نبود شکیب

مرا که بیرخ جانان دمی نبود گزیر

بصورتی فلک افکند دور ازیشانم

که عقل خیره بماند در آن گه تصویر

بصد حیل طلب وصل دوستان کردم

ولی بحیله دگرگون نمیشود تقدیر

پیام ابن یمین ای نسیم باد صبا

بگوی بر سر بالین یاریک شبگیر

که گر حیات بماند بوصل با ز رسیم

ور از تو دور بمیریم عذر ما بپذیر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٩٣ - قصیده در مدح طغایتمورخانهر چند مدتی شدم از روی اضطرار
  2. شمارهٔ ٩۴ - مطلع ثانیدولت بود مساعد و اقبال و بخت یار
  3. شمارهٔ ٩۵ - وله ایضاًروز نوروز و می اندر قدح و ما هشیار
  4. شمارهٔ ٩۶ - قصیدهبر من در سعادت و دولت کشاد باز
  5. شمارهٔ ٩٧ - قصیده در مدح علاءالدین محمدمرا ز جور تو ای روزگار سفله نواز
  6. شمارهٔ ٩٨ - وله ایضاً قصیده در مدح ملک معزالدین کرتمنت خدیرا که پس از هجر دیر باز
  7. شمارهٔ ٩٩ - وله ایضاًجهان جود و کرم ای پناه اهل نیاز
  8. شمارهٔ ١٠٠ - قصیده در طیبت و مدح نظام الدین یحییچیست آن گوهر که هست از لعل تاجی برسرش
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.