پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ٨٠ - وله ایضاً

دوش بادی مشک‌بو آمد به هنگام سحر

گفتم ای خرم نسیم از خلد می‌آیی مگر

کز عبیر تست عطر مجلس اصحاب دل

وز غبار تست نور چشم ارباب نظر

گفت نی کز خلد زینسان خوش نفس نآید نسیم

بر جناب سرور گردنکشان کردم گذر

صفدر مازندران افراسیاب گرد گیر

آن بمردی در جهان چون رستم دستان سمر

خیر مقدم گفتمش چون از جنابت میرسید

ای بتو شوقم چو الطاف تو بیش از حد و مر

نامه نامی از آنعالیجناب آورده بود

روح را معنی آن در خور چو طوطی را شکر

نامه بود از راه معنی چون بدو در بنگری

هست در جی پر لطایف هست در جی پر درر

چون بقعر بحر آن در غوص کردم بارها

یافتم در کسوت وعظ اندر و چندین گهر

مشتمل بر قسر و قهر اهل طغیان دیدمش

صورت و معنیش را چون ضبط کردم سر بسر

حق همیداند که تا من روی دوران دیده ام

نامدست از من بجز دین پروری کاردگر

من نیم در بند آسایش تو هم دانسته ئی

کز برای نصرت دین بسته ام دائم کمر

نصرت اسلام و قهر کفر از آنسان کرده ام

کافرین گوید اگر بیند امام منتظر

صلح در بسته ام بگشاده ام در جنگ را

ز آنک از کافر نیاید هیچ صلحی معتبر

اعتماد جمله بر توفیق یزدانست و بس

ز آنکه توفیق است سوی فتح و نصرت راهبر

از مدد و از عدد بسیار ناید هیچ کار

گر معاون می نگردد کردگار دادگر

بس که گردد لشکر بسیار از اندک منهزم

در صف هیجا چو بخشد ایزد قادر ظفر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ٨٢ - قصیده گوهرزهی عقیق تو افشانده بر روان گوهر
  2. شمارهٔ ٨٣ - وله ایضاًزهی خجسته شبی کز درم نسیم سحر
  3. شمارهٔ ٨۴ - قصیده در مدح معزالدین حسین کرتشکر این دولت که یارد گفت ز اهل روزگار
  4. شمارهٔ ٨۵ - قصیده در مدح تاج الدین علی سربداریعید آمد ای نگار بده جام خوشگوار
  5. شمارهٔ ٨۶ - قصیده در مدح امیر تالشفصل بهارست خیز ای صنم گلعذار
  6. شمارهٔ ٨٧ - ایضاً در تهنیت عید و مدح وجیه الدین مسعودفرخنده باد مقدم عید خجسته فر
  7. شمارهٔ ٨٨ - قصیده فی التوحید و الزهد و نعت الرسول صلی الله علیه و سلمموسم پیری رسید ایدل جوانی ترک گیر
  8. شمارهٔ ٨٩ - ایضاً قصیده در مدح معز الدین حسین کرتمنت خدایرا که بتوفیق کردگار
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.