پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ۵٠ - قصیده

دوش نسیم سحر بادم مشک وز باد

نزد من آمد مرا مژده جانبخش داد

گفت که دارای ملک خسرو جمشید فر

آنکه مشید از اوست قاعده دین و داد

خسرو گردنکشان یحیی سلطان نشان

کز غم اعدای او شد دل احباب شاد

قاعده عدل را کرد ممهد چنانک

تا با بد در جهان رسم ستم بر فتاد

روی بهر سو که کرد رایتش از رأی او

لشکر دیگر شکست کشور دیگر گشاد

پرچم رایات فتح طره هرشام اوست

مطلع ارباب نصر غره هر بامداد

عقل بشاگردی رأی وی آمد از آنک

گشت بکار آمدی در همه فن اوستاد

در نظر اهل عقل با خبر عدل او

نیست جز افسانه ئی قصه پور قباد

کامروا خسروا درهمه باب از هنر

مادر دوران پسر مثل تو هرگز نزاد

دشمن اگر میزند با تو دم همسری

کیست که سیمرغ را باز نداند زخاد

دست ترا هر که داد بوسه چو انگشتری

بر سر اورنگ زر همچو نگین پا نهاد

گفته ابن یمین گر چه نیرزد بدان

کو بملامت دهد زحمت آن طبع راد

لیک ز پیرانه سر بخت جوان باید ار

آورد از وی برین گفته ضمیر تو یاد

زیر فلک تا بود هستی اشیا که هست

از مدد آتش و آب و ز خاک و ز باد

هر چه شود زین چهار منتظم اندر وجود

نیک و بد آن همه زیر نگین تو باد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵٢ - قصیده در مدح خواجه علاءالدین محمدزهی به سلسله زلف مشگبار مجعد
  2. شمارهٔ ۵٣ - وله قصیده در مدح طغا یتمور خانزلف تو بر دو هفته قمر چون مقر کند
  3. شمارهٔ ۵۴ - قصیده در مدح نظام الدین یحیی کراییشاه عالم روز کین چون قصد دشمن می‌کند
  4. شمارهٔ ۵۵ - قصیده در مدح طغا یتمور خانشاه جهان چو رخش بمیدان در آورد
  5. شمارهٔ ۵۶ - قصیده در مدح امیر تالششاد باش ای دل که بختت پیشوایی می‌کند
  6. شمارهٔ ۵٧ - وله ایضاًشاد آنک عیش برطرف بوستان کند
  7. شمارهٔ ۵٨ - وله در مدح طغا یتمور خانشاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد
  8. شمارهٔ ۵٩ - قصیده در مدح علاءالدین محمد هندو وزیرصبا بهر شکن از زلف او که تاب دهد
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.