پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ۵٧ - وله ایضاً

شاد آنک عیش برطرف بوستان کند

وین موسم بهار بفصل خزان کند

فصل بهار موسم گلها و لاله هاست

فصل خزان حقیقت آنرا بیان کند

اطفال باغ فصل خزان گر شوند پیر

باد بهار باز ز سرشان جوان کند

سرمایه نشاط درین هر دو موسم است

شاد آنک او موافقت هر دوشان کند

رنگ بهار رنگرزان را مدد دهد

برگ خزان معاونت زرگران کند

چون کار روزگار بیک حال کس ندید

غافل کسی که فکرت دور زمان کند

داند که بس بهار و خزان آید و رود

کایام نام او ز جهان بی نشان کند

شادی و غم چو بر گذرست آن صوابتر

کآزاده شاد باشد و از غم کران کند

راحست آنکه راحت روح از نسیم اوست

خون در عروق خلق روان چون روان کند

بنگ است آنکه فطرت گردون نورد اوست

بر خاطرت سرایر انجم عیان کند

بنگ و شراب هر دو بهم میخورند از آنک

تا بنگ لوت خواهد و می هضم آن کند

هرکس که سود خویش یکی زین دورا شناخت

سرمایه حیات ز سودا زیان کند

ای دل حدیث ابن یمین محض حکمتست

تحقیق آن شنو که برمز آن بیان کند

بیتی که بر تخلص شعرم مقدم است

آنرا بیاد گیرد وزان حرز جان کند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵٩ - قصیده در مدح علاءالدین محمد هندو وزیرصبا بهر شکن از زلف او که تاب دهد
  2. شمارهٔ ۶٠ - ایضاً له قصیده در مدح طغاتیمور خانصبح سعادت از افق خرمی دمید
  3. شمارهٔ ۶١ - ایضاً قصیده در مدح تاج الدین علیصبح صادق بیرق نور از افق چون برکشید
  4. شمارهٔ ۶٢ - قصیده در مدح معزالدین حسین کرت و تهنیت عیدعید نو بر خسرو خسرو نشان فرخنده باد
  5. شمارهٔ ۶٣ - ایضاً له مدح طغایتمورخانفروغ صبح سعادت جهان منور کرد
  6. شمارهٔ ۶۴ - وله قصیده در مدح تاج الدین علی سربداریگاه آن آمد که بر کف ساقیان ساغر نهند
  7. شمارهٔ ۶۵ - ایضاً در مدح نظام الدین یحیی کرابیگاه آن آمد که عالم جمله باغستان شود
  8. شمارهٔ ۶۶ - قصیده در مدح طغایتمورخانمرا خدای اگر عمر جاودان بدهد
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.