پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ۶۵ - ایضاً در مدح نظام الدین یحیی کرابی

گاه آن آمد که عالم جمله باغستان شود

صحن بستان از خوشی چون روضه رضوان شود

نرگس رعنا زمستی سر نهد بر پای سرو

غنچه را لب از خواص زعفران خندان شود

زلف سنبل را بیفشاند صبا مشاطه وار

و از دم عنبر نسیمش سایه بخش جان شود

ابر نیسانی برسم دایگی طفل باغ

از برای شیر دادن جمله تن پستان شود

آتش رخسار گل گردد فروزان ز آب ابر

طبع باد از امتزاج خاک مشک افشان شود

گر صبا زین دست خیزد زود باشد کز خوشی

عرصه گلشن چو بزم خسرو ایران شود

خسرو جمشید فر والا نظام ملک و دین

آنکه دین و ملک ازو با رونق و سامان شود

و آنکه ساز لشکر منصور او را هر بهار

تیغها روید ز بید و غنچه ها پیکان شود

و آنکه در هیجا چو گردد غرق تیرش در کمان

جان و تن اعدای او را ترکش و قربان شود

هر که بیند روز کین در رزمگه جولان او

داستان پور دستان پیش او دستان شود

وقت زر پاشی و گاه درفشانی دست او

رشک باد اندر خزان و ابر در نیسان شود

گر کفش را ابر گویم این سخن من بنده را

پیش هر صاحب کمالی موجب نقصان شود

فیض دست اوست این کزوی حیات عالمیست

رشحه ابر است آن کو مایه طوفان شود

تیغ گوهر دار او ترسد که بخشد گوهرش

در دل تاریک دشمن بهر آن پنهان شود

از سبک سنگی عزمش گر زمین یابد اثر

آسمان وش با گرانی باعث دوران شود

روز حزمش آسمان با آن سبکروحی که هست

حمل یابد از گرانی با زمین یکسان شود

در مکارم هر بنا کان همت رادش نهد

چار رکن آن مشید زین چهار ارکان شود

گر جهانگیری تواند کرد شاه اختران

آن بود روزیکه او را بنده فرمان شود

شهریارا کمترین بندگان ابن یمین

چون بدرگاه تو روز بار مدحت خوان شود

گر نسیم شعر او بر خاک حسان بگذرد

جان حسان تا قیامت واله و حیران شود

تیر گردون گر تواند گفت شعرش را جواب

از ترفع مسند او ذروه کیوان شود

گر چه اینرا شعر میخوانند لیکن گوهریست

کز لطافت خجلت صد گوهر عمان شود

اینچنین گوهر خصوصا در مدیح چون توئی

عقل نپسندد گر اینسان کاسد و ارزان شود

تا ز دور آسمان و قرب و بعد آفتاب

گاهگاهی همچو گوی و گاه چون چوگان شود

باد گردان در خم چوگان حکمت همچو گوی

هر سری کز بالش فرمان تو گردان شود

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶٧ - ایضاً له در تهنیت قدوم ارغونشاهمقدم میمون نوئین جهان فرخنده باد
  2. شمارهٔ ۶٨ - قصیدهیارب این نکهت عنبر ز کجا می‌آید
  3. شمارهٔ ۶٩ - ایضاً لهیا رب از من خبری سوی خراسان که برد
  4. شمارهٔ ٧٠ - وله ایضاً در مدح امیر یحیییکچند بکام دلم ایام زمان داد
  5. شمارهٔ ٧١ - قصیده فی مدح پادشاه عالی مقدار تاج الدین علییارب این خرم نسیم از عالم جان می‌رسد
  6. شمارهٔ ٧٢ - قصیده در مدح نظام الدین یحییآفرین باد آفرین ای حیدر خنجر گذار
  7. شمارهٔ ٧٣ - قصیدهباد بهار میوزد از روی مرغزار
  8. شمارهٔ ٧۴ - ولهبعزم سفر شاه جمشید فر
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.