پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ۴٩ - قصیده

خبری سوی نگارم بخراسان که برد

قصه ذره بدرگاه خور آسان که برد

بسوی یوسف مصری که چو جانست عزیز

خبر سوخته کوره کنعان که برد

قصه من که تواند که بر او برخواند

ور بخواند ورقی چند بپایان که برد

یا از آن مهر که در جان من از جانانست

بهمان مهر و نشانی سوی جانان که برد

از سکندر خبر آنکه جگر تشنه بماند

بخضر برطرف چشمه حیوان که برد

ز آنکه در مرکز غم نقطه صفت ماند سخن

بمحیطی که بود منزل کیوان که برد

ناله بلبل دلسوخته در بند قفس

صبحدم موسم گل سوی گلستان که برد

این نه دردیست که پنهان بتوان داشتنش

ور ازین در گذرد راه به درمان که برد

بیتو آنرا که اقالیم جهان زندانست

چون شود شیفته دیوانه بزندان که برد

غم دلبندم و سودای جگرگوشه مرا

هست جائی که در آن راه با مکان که برد

قره العین من ای جان و جهان محمود

صبر را روز جدائی ز تو فرمان که برد

ساعتی نیست که یاد تو مرا همدم نیست

از تو خود نام فراموشی و نسیان که برد

گفت گردون چو مرا بار غمت بر جان دید

جز تو ای شیفته این بار فراوان که برد

بدعای من اگر چند زغم گریانم

رقم شادی از آن چهره خندان که برد

جز من و جز تو بدستوری دستور جهان

گوی فضل و هنر از اهل خراسان که برد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵١ - قصیدهرسید خسرو عادل بطالع مسعود
  2. شمارهٔ ۵٢ - قصیده در مدح خواجه علاءالدین محمدزهی به سلسله زلف مشگبار مجعد
  3. شمارهٔ ۵٣ - وله قصیده در مدح طغا یتمور خانزلف تو بر دو هفته قمر چون مقر کند
  4. شمارهٔ ۵۴ - قصیده در مدح نظام الدین یحیی کراییشاه عالم روز کین چون قصد دشمن می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۵ - قصیده در مدح طغا یتمور خانشاه جهان چو رخش بمیدان در آورد
  6. شمارهٔ ۵۶ - قصیده در مدح امیر تالششاد باش ای دل که بختت پیشوایی می‌کند
  7. شمارهٔ ۵٧ - وله ایضاًشاد آنک عیش برطرف بوستان کند
  8. شمارهٔ ۵٨ - وله در مدح طغا یتمور خانشاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.