پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ۴۶ - وله

با شاه بین چه مرحمتست این که حق نمود

دنیاش داده بود کنون دین بر آن فزود

دادش کلیم وار ز بیدای شک خلاص

نور یقین ز وادی ایمن بمن نمود

حالش بدان رسید که ناگه بگوش هوش

توبوا الی الله از لب کر و بیان شنود

مصحف گشاد و دولت و اقبال بهر فال

در خط اول آیت الصلح خیر بود

دانست شاه عهد که در کشتزار عمر

تخمی که کشت حاصل آن بایدش درود

زد آتش محبت خاصان ملک فقر

در باطنش زبانه و فی الحال همچو دود

بشتافت سوی آنکه بمیدان معرفت

از جمله اولیا قصب السبق در ربود

یعنی جناب حضرت شیخی که همتش

بر فرق فرقد از ره رفعت قدم بسود

شیخ از کرم بصیقل نور یقین خویش

زنگ شکوک ز آینه رأی شه زدود

با آنکه کس نیافت زیان زین مصالحت

آمد ز جانبین بسی رنج دل به سود

آنکس که سعی کرد درین صلح با صفا

جاوید خواهدش همه خلق جهان ستود

منبعد عقده ئی که فتد در امور ملک

روشن شدست ابن یمین را که زود زود

گردد بیمن همت این قطب اولیا

یکسر گشاده چون ره صدق و صفا گشود

بیدار باد دولت اسلام تا ابد

باشد یکی که شرک بیکبارگی غنود

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴٨ - وله ایضاً قصیده در مدح امیر محمد بیکچون نگارم گوی مه از غالیه چوگان کند
  2. شمارهٔ ۴٩ - قصیدهخبری سوی نگارم بخراسان که برد
  3. شمارهٔ ۵٠ - قصیدهدوش نسیم سحر بادم مشک وز باد
  4. شمارهٔ ۵١ - قصیدهرسید خسرو عادل بطالع مسعود
  5. شمارهٔ ۵٢ - قصیده در مدح خواجه علاءالدین محمدزهی به سلسله زلف مشگبار مجعد
  6. شمارهٔ ۵٣ - وله قصیده در مدح طغا یتمور خانزلف تو بر دو هفته قمر چون مقر کند
  7. شمارهٔ ۵۴ - قصیده در مدح نظام الدین یحیی کراییشاه عالم روز کین چون قصد دشمن می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۵ - قصیده در مدح طغا یتمور خانشاه جهان چو رخش بمیدان در آورد
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.