پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١۵٢ - وله

تا زمان باشد کسی را در زمان سروری

از علاءالدین و الدنیا نزیبد برتری

آن عطا پاش خطا پوشی که از رأی صواب

در ممالک شد مسلم بر سران او را سری

آن وزیر شه نشان کالحق بجای خود بود

گر کند در مدح او محمود کار عنصری

مشتری از طالعش گوئی سعادت کسب کرد

کین چنین مشهور عالم شد به نیکو اختری

نور رأیش بشکند بازار تاب آفتاب

معجز موسی برد رونق ز سحر سامری

حاتم طائی و رستم را بگاه بزم و رزم

ایدل ار با او مشابه در تصور آوری

چون ببینی بخشش و کوشش ازو آن هر دو را

از جوانمردان ندانی وز دلیران نشمری

کشتی دریای امر و نهی و حل و عقد را

بادبانی کرده عزم و کرده حزمش لنگری

اوج کیوانرا نگویم آستان قدر اوست

کی بود با ذره تاب آفتاب خاوری

خدمت در گاه او کردن نشان مقبلیست

روی ازو بر تافتن باشد نشان مدبری

خسروا ابن یمین از بندگان خاص تست

مشتکی می بینمش از جور چرخ چنبری

چرخ چوگانی چو گویش مضطرب دارد مدام

صد خلل در کارش آید گر بحالش ننگری

کار او گوهر فروشی و بدین بازار نیست

هیچکس اینجنس را غیر از عطارد مشتری

حاصلش قلبی سیاهست ار چه باشد روز و شب

چشم او در سیم پالائی و رخ در زرگری

بر سر بازار دانش چون نهدد کان چو هست

رونق یلخی فروشان بیشتر از جوهری

در خراسان بودن عیسی دم زینسان که اوست

اینچنین بی رونقی از بی خری یا از خری

دارد از لطف تو نزد شاه امید تربیت

تربیت کن چون بحمدالله بدینها قادری

من چه گویم تربیت چون کن چو داند رأی تو

بهتر از شاهان عالم رسم چاکر پروری

تا نسیم لطف یزدان بشکفاند هر شبی

اندرین نیلوفری گلزار گلهای طری

بزمت از گل چیده ها بادا بنزهت آنچنانک

زو خجالتها برد این گلشن نیلوفری

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١۵۴ - وله در مدح تاج الدین علی سربداریچون سعادت رهنمائی کرد و دولت یاوری
  2. شمارهٔ ١۵۵ - وله ایضاً در مدح امیر مولای بیگحبذا بختی که ناگه گشت ما را رهنمای
  3. شمارهٔ ١۵۶ - وله ایضاً در مدح علاءالدین محمد وزیر و تعریف سرائی که نوبنیاد نهادهدلا گر میل آن داری که خلد جاودان بینی
  4. شمارهٔ ١۵٧ - وله ایضاً در مدح نظام الدین یحییعیدست در ده ای صنم گلعذار می
  5. شمارهٔ ١۵٨ - ایضاً له در مدح خواجه نظام الدین یحییگر شود هر سر مویی که مرا هست زبانی
  6. شمارهٔ ١۵٩ - وله ایضاً در مدح نظام الدین یحییگر نگارم برقع از رخسار برگیرد همی
  7. شمارهٔ ١۶٠ - وله ایضاًمنت ایزد را که دولت کرد بازم رهبری
  8. شمارهٔ ١۶١ - قصیده عیدیهنو گشت ماه عید به یمن و مبارکی
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.