پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١۶١ - قصیده عیدیه

نو گشت ماه عید به یمن و مبارکی

ساقی بیار باده گلرنگ رادکی

در بزم خسروی که گه نشر مکرمات

طی کرد ذکر حاتم و یحیی برمکی

سلطان وجیه دولت و دین آنکه در کفش

آید ز برگ بید گه کین بلا رکی

در روز رزم در رخ زرنیخ فام خصم

کرده غبار موکب میمونش آهکی

در گوش صفدرانش بهیجا خروش کوس

با ذوقتر بود ز نوای چکاوکی

گلگون بخون دیده خود میکند عدوش

رخسار خویش را که شد از بیم سپرکی

با عدل شاملش نتوان یافت در جهان

یکتن که باشد از ستم دهر مشتکی

جائیکه رأی پیر زند بخت نوجوانش

آنجا سپهر پیر نهد سر بکودکی

بادا عدوش را ز گشاد کمان چرخ

مژگان به چشم شوخ درون کرده ناوکی

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.