پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١۵١ - ایضاً له

بیا تا عشرت آبادی چو خلد جاودان بینی

چه خلد جاودان کین را بسی خوشتر از آن بینی

خرد نپسندد ار خواند کسی خلدش ز بهر آنک

که تا گشتست این پیدا ز شرم آنرا نهان بینی

یکی هم میتوانش گفت خلد از روی اینمعنی

که چون رضوان درو عاقل فراوان باغبان بینی

نباشد در جهان چندان شگفت ار باغ بیند کس

تماشا را درین باغ آی تا دروی جهان بینی

هوای او بخاصیت چنان صحت همی بخشد

که دروی جز نسیمی را عجب گر ناتوان بینی

درخت او که از طوبی بسر سبزی فزون آمد

برو مرغ سعادت را نهاده آشیان بینی

سزد گر جنتش خوانی ز بهر آنکه چون کوثر

درون دریای ژرف او را روان اندر میان بینی

شبان تا روز قصری را گرش دریا بر آوردند

بر ایوان هندوی کیوان برسم پاسبان بینی

خوشا قصری که اندر وی ز عکس جام روزنها

زمین یکسر پر از اختر بسان آسمان بینی

قدم چون در حریم او نهی از غایت نزهت

همه شادی دل یابی همه آرام جان بینی

فضیلت بر بهشت او را تمامست اینکه گه گاهش

تماشاگاه و عشرت جای شاه کامران بینی

شهنشاهی که پیش او زهندو ترک اگر خواهی

نطاق بندگی بسته هزاران رای و خان بینی

سلیمان قدر و آصف رأی تاج دولت و ملت

که از معنی حکم او عبارت کن فکان بینی

ستم سوزی که در ملکش خرد را بس عجب ناید

ز عدلش گوسفندانرا گر از گرگان شبان بینی

بجنب جنبش و آرام و عزم و حزم او دائم

زمانرا چون مکان یابی مکانرا چون زمان بینی

جنابش قبله اقبال خلقان جهان آمد

از آن چون قبله سوی او جهانی را روان بینی

همیشه تا ز بهر صیت و ذکر نام باقی را

هوای خاطر شاهان بمدح مادحان بینی

شه عادل چنان بادا که چون ابن یمین دائم

عطارد بهر صیت خود مر او را مدح خوان بینی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١۵٣ - ایضاً لهچند گاهی زیر طاق گنبد نیلوفری
  2. شمارهٔ ١۵۴ - وله در مدح تاج الدین علی سربداریچون سعادت رهنمائی کرد و دولت یاوری
  3. شمارهٔ ١۵۵ - وله ایضاً در مدح امیر مولای بیگحبذا بختی که ناگه گشت ما را رهنمای
  4. شمارهٔ ١۵۶ - وله ایضاً در مدح علاءالدین محمد وزیر و تعریف سرائی که نوبنیاد نهادهدلا گر میل آن داری که خلد جاودان بینی
  5. شمارهٔ ١۵٧ - وله ایضاً در مدح نظام الدین یحییعیدست در ده ای صنم گلعذار می
  6. شمارهٔ ١۵٨ - ایضاً له در مدح خواجه نظام الدین یحییگر شود هر سر مویی که مرا هست زبانی
  7. شمارهٔ ١۵٩ - وله ایضاً در مدح نظام الدین یحییگر نگارم برقع از رخسار برگیرد همی
  8. شمارهٔ ١۶٠ - وله ایضاًمنت ایزد را که دولت کرد بازم رهبری
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.