پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٣٢ - ایضاً له در مدح ملک شمس الدین محمد

نوجوان شد گاه پیری دولت ابن یمین

سایه چون گسترد بروی آفتاب ملک و دین

خسرو عادل امیر شه نشان کز عدل او

گشت با شاهین کبوتر از محبت همنشین

شمس ملک و دین محمد آنکه روز کارزار

از روان حیدر کرارش آید آفرین

آنکه گرگ دزد پیشه گردد از انصاف او

در نگهبانی بره چون سگ چوپان امین

کبک را آواز زنگ بازت آرد در سماع

در زمان عدل تو فرماندهی روی زمین

شرزه شیر تند را بر سر کند سهمش لگام

پوست با پشت پلنگ آرد بحکم از پشت زین

چون رقم در وصف خلقش بر رخ کاغذ کشم

خامه را گردد زبان از طیب خلقش عنبرین

هر که چون انگشتری یکره ببوسد دست او

تا بود بر تخت زر باشد نشستس چون نگین

گر ز بحر دست فیاضش مدد یابد سحاب

هر یکی از قطره های او شود دری ثمین

هم ز فیض دست دربارش همی بینم که تیغ

بر سر اعداش گوهر میفشاند روز کین

برکند از دل چو ریزه خشک بیخ حزن را

ناله های زار بد خواهش بآواز حزین

از کمان چرخ روز رزم آید بانگ زه

چون گشاید شست او تیر جگر دوز از کمین

خسروا ابن یمین را تربیت کن زانک شد

در جهان خسرو ستائی ختم بر ابن یمین

گر درین دعوی کسی را در دل انکاری بود

ور همیخواهد که گردد صدق این قولش یقین

گو بسوی شعر من بنگر نه از راه عناد

تا ببیند هم فصحیش لفظ و هم معنی متین

ملک خاص من شود ملک سخن بی مانعی

لطف عامت با رهی گر یکزمان گردد قرین

تا ز نصر و فتح باشد در جهان نام و نشان

تا میسر می نگردد کارها بی آن و این

چون بقصد ملک اعدا رایتت روی آورد

فتح و نصرش هر دو بادا بر یسار و بر یمین

چون صلاح ملک و دین آمد دعای دولتت

آیدش آمین بصد اخلاص از روح الامین

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٣۴ - وله ایضاً در مدح علاءالدین حسینهزار شکر و سپاسم ز خالق ثقلین
  2. شمارهٔ ١٣۵ - وله ایضاًیا رب چه موجبست که دستور شه نشان
  3. شمارهٔ ١٣۶ - وله ایضاًمیمون بود چو طلعت فرخ لقای تو
  4. شمارهٔ ١٣٧ - قصیده ایضاً لهآیا بود که باز ببینم جمال شاه
  5. شمارهٔ ١٣٨ - ایضاً له در مدح علاءالدین محمداگر بیابم از آن ترک دلستان بوسه
  6. شمارهٔ ١٣٩ - وله در مدح تاج الدین علی سربداریباز آمدم بحضرت سلطان دین پناه
  7. شمارهٔ ١۴٠ - وله در مدح کرایشاهایصبا لطفی بود گر بگذری یک صبحگاه
  8. شمارهٔ ١۴١ - ایضاً له در مدح نظام الدین یحییباد میمون نهضت رایات شاه دین پناه
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.