پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١۴١ - ایضاً له در مدح نظام الدین یحیی

باد میمون نهضت رایات شاه دین پناه

آنکه بر خلقش بحق کردست ایزد پادشاه

شاه دین پرور نظام دولت و ملت کز اوست

سربلند و پای برجا در جهان دیهیم و گاه

و آنکه شاه اختران دربندگی او کمر

گر نبندد آسمان بر بایدش از سر کلاه

سرور گردنکشان کز بدو فطرت ثبت کرد

خامه منشی گردون مدح او بر فرق ماه

گر جهان پر فتنه و آشوب گردد ایمن است

هر که او را شحنه انصافش آرد در پناه

با وجود او عدو را لاف شاهی کی رسد

آفتاب از ذره بشناسد خرد بی اشتباه

ناید از مردمم گیاه آنها که آید ز آدمی

ورچه در صورت بود چون آدمی مردم گیاه

گر کند دعوی که ملک اوست ملک خافقین

مدعا ثابت بود آنرا که عدل آمد گواه

در شگفتم تا چرا آئینه مه زنگ یافت

چون بگردون بر نشد در عهد عدلش هیچ آه

گر رسد بوئی ز حزم او بکاه سر سبک

ورکند عزمش بسوی کوه پا برجا نگاه

از گرانباری حزمش کاهرا بینی چو کوه

در سبکساری عزمش کوه را یابی چو کاه

از نسیم و از سموم لطف و عنفش زهر و نوش

آن ولی را جانفزای و وین عدو را عمر کاه

هر کرا در مصر عالم کرد لطف او عزیز

روی چون یوسف نهاد از چاه خواری سوی جاه

شهریارا بر زمین هر فتنه کآید ز آسمان

ورچه باشد بهر غیری از رعیت تا سپاه

چون بجمع ساکنان ربع مسکون بگذرد

خانه ابن یمین جوید نخست از گرد راه

آسمان چون دید عدلت را که با ظالم چه کرد

باری آنهم شمه ئی کز عقل بودش انتباه

با خرد گفتم خلاصم زو که یارد داد گفت

آفتاب اوج رفعت سایه لطف اله

خسرو عادل نظام ملک و دین کز بهر فخر

بر زمین سایند پیش او سرافرزان جباه

طاعت مقبول نبود جز دعای دولتش

وانچ غیر این بود نزد خرد باشد گناه

میکنم بهر دعا تضمین دو بیت خویشتن

ز آنکه افتد میل تضمین شاعرا نرا گاه گاه

عرضه میدارم کنون بر رأی ملک آرای تو

استماعش کن بلطف شاملت زین نیکخواه

تا بهنگام کتابت هیچ کاتب در جهان

از دوات و از قلم خالی ندارد دستگاه

هر که سر بر خط فرمانت ندارد چون قلم

چون دواتش چشم بادا چشمه آب سیاه

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١۴٣ - وله ایضاً در تهنیت ورود ملک معز الدین حسین کرتشاد باش ایدل که خوش آمد بشیراز گرد راه
  2. شمارهٔ ١۴۴ - وله ایضاً در مدح تاج الدین شیخ علی مؤیدفرخنده باد مقدم شاه جهانپناه
  3. شمارهٔ ١۴۵ - ایضاًای سپهر بیوفا با ما جفا تا کی کنی
  4. شمارهٔ ١۴۶ - قصیدهالا ای نسیم سحر گر توانی
  5. شمارهٔ ١۴٧ - وله ایضاً در مدح تاج الدین علی سربداری و بیان رفع نقار و کدورتی که بین سرداران بودهباز دین و ملک را بر رغم چرخ چنبری
  6. شمارهٔ ١۴٨ - ایضاً در مدح مولا محمد بیگ عبدالله قهستانی و امیر ستلمش بیگبه خلوت با خرد گفتم شبی کای پیر نورانی
  7. شمارهٔ ١۴٩ - وله ایضاً در مدح علاءالدین محمدبر آمدم صبحدم باد بهاری
  8. شمارهٔ ١۵٠ - وله ایضاً در مدح شهاب الدین زنگیبهارست ای پسر در ده ز بهر رفع دلتنگی
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.