پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٣۴ - وله ایضاً در مدح علاءالدین حسین

هزار شکر و سپاسم ز خالق ثقلین

که باز کرد ز لطف خودم قریرالعین

بنور طلعت میمون قدوه النقبا

ستوده سرور اولاد تارک الثقلین

سپهر مهر فتوت جهان جان کرم

علاء دولت و دین افضل زمانه حسین

بزرگوار امیری که بر قضا همه وقت

ادای واجب حکمش بود فریضه چو دین

اگر کشد بمثل تیغ بر سر کهسار

به بیقراری زیبق شود زهم لجین

بچنگ و تیغ گه جنگ میدهد خبرم

ز ذوالفقار و کف مرتضی و حرب حسین

بدفع دشمن ازو دوست گر مدد طلبد

جهد ز جای چو برق و نترسد از کم و این

جواز بر رخ ماه ار بحکم او نبود

نیارد آنک ز شرطین ره برد ببطین

و گر ز پرتو رأیش سها مدد خواهد

شود بزیر شعاعش نهفته پیکر عین

بود ز بیم کف راد گوهر افشانش

درون قلعه خارا همیشه مسکن عین

سماع دشمن او درگه طرب نبود

بغیر ناله زیر و بم غراب البین

عدوش اگر ز در بخت امید دل طلبد

بود ز ساحت او رجعتش بخف حنین

اگر ز روی نسب سیدی مشارک اوست

فضیلت حسبش بس بود تفاوت بین

بصورت ارچه که مانند عین و غین بهم

ولی بنهصد و سی زائدست غین ز عین

هنر پناه امیرا ندارد ابن یمین

بغیر نشر ثنای تو کار تا گه حین

عروس مدح تو از حجله طبیعت من

بگاه جلوه معری شود ز کسوت شین

ور از قبول تو خود زیوری بر او بندند

شکست حور دهد از بس که زیب یابد وزین

ضمیر پاک تو هم بیشک آگهست که من

درین قضیه نیم سالک مسالک هین

همیشه تا بود از عین در زمانه اثر

ز دشمنت نه اثر باد در زمانه نه عین

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٣۶ - وله ایضاًمیمون بود چو طلعت فرخ لقای تو
  2. شمارهٔ ١٣٧ - قصیده ایضاً لهآیا بود که باز ببینم جمال شاه
  3. شمارهٔ ١٣٨ - ایضاً له در مدح علاءالدین محمداگر بیابم از آن ترک دلستان بوسه
  4. شمارهٔ ١٣٩ - وله در مدح تاج الدین علی سربداریباز آمدم بحضرت سلطان دین پناه
  5. شمارهٔ ١۴٠ - وله در مدح کرایشاهایصبا لطفی بود گر بگذری یک صبحگاه
  6. شمارهٔ ١۴١ - ایضاً له در مدح نظام الدین یحییباد میمون نهضت رایات شاه دین پناه
  7. شمارهٔ ١۴٢ - وله ایضاً در مدح پهلوان حسن دامغانی امیر سربداریدارم ز جورت ایصنم عنبرین کله
  8. شمارهٔ ١۴٣ - وله ایضاً در تهنیت ورود ملک معز الدین حسین کرتشاد باش ایدل که خوش آمد بشیراز گرد راه
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.