پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٠٢ - قصیده عینیه

چگویم ازین روزگار مخادع

چه آمد رهی را بروی از وقایع

بصد قرن یک شمه نتوان بیان کرد

که از دور گردون چها گشت واقع

چنان کوکب سعد من گشت غارب

که گفتی نخواهد شدن نیز طالع

گشاده شد و بسته در پیش عزمم

طریق مضار و سبیل منافع

بشرح و بیان راست ناید که ما را

سپهر از مرادات چون گشت مانع

مرا شربتی داد چون زهر قاتل

ز جام غرور این جهان مخادع

ولی شکر اگر شربت او مضر بود

ز الطاف مخدوم خود گشت نافع

کنم نفع آن جام پیدا یکایک

بتضمین بیتی دو مشهور شایع

اگر چه کشیدیم رنج فراوان

وگر چند بودیم عطشان و جایع

رسیدیم الحمد لله بجائی

که رنج فراوان ما نیست ضایع

بعالیجنابی سلیمان محلی

که آصف سزد رأی او را متابع

بدرگاه برهان دین آنکه تیغش

در اثبات حق هست برهان قاطع

سپهر کرم آنکه چون آفتابست

مضیی ء عوارف مضی ء صنایع

چو دریا بود طبع او پر عجائب

بود همچو کان خاطرش پر بدایع

عدو را بعنف جگر سوز خافض

ولی را بلطف دلفروز رافع

چو نصر من الله طراز علم کرد

برغبت شدند انس و جنش متابع

فلک با همه کبریا قدر او را

گرش هست رغبت ورش نیست خاضع

زهی گشت قانون فضل و هنر را

اشارات کلی رأی تو جامع

به پیش جنابت چو در پیش قبله

مصلی صفت آسمان گشت راکع

به بیدای فاقه جگر خستگان را

ینابیع جود تو باشد مشارع

چو آهنگ مدحت کند طبع قائل

چو مینو شود وعظ و مدح تو سامع

چو سوسن زبان گرددش جمله اعضا

شود چون بنفشه همه تن مسامع

هنر پرورا نیست ابن یمین را

بجز مکرماتت بدین درد راتع

بجز لطف جان پرورت در حوادث

ندارد ز قهرت فلک هیچ شافع

الا تا ز آغاز و انجام دوران

نباشد کس آگه بجز ذات صانع

چو دوران گردون گردان مبیناد

مبادی دور ترا کس مقاطع

مباد اختری مستقیم از سعادت

ز سمتی که باشد مراد تو راجع

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٠۴ - ایضاً لهحبذا دارالحدیثی کز معالی و شرف
  2. شمارهٔ ١٠۵ - ایضاً در مدح رضی الدین عبدالحقزهی صدر وزارت را ز رأی روشنت رونق
  3. شمارهٔ ١٠۶ - وله ایضاً در مدح طغایتمورخانتا شه نهاد پای بر اوج سریر ملک
  4. شمارهٔ ١٠٧ - ایضاً در مدح امیر مولای بیگندانم آن رخ حورست یا جمال ملک
  5. شمارهٔ ١٠٨ - وله ایضاً فی المدح خواجه نظام الدین یحییاز افق ماه نو عید بفیروز فال
  6. شمارهٔ ١٠٩ - ایضاً لهچو از نشیمن قدسی بیمن طالع و فال
  7. شمارهٔ ١١٠ - وله ایضاًخجسته صبحدمی کان نگار مهر گسل
  8. شمارهٔ ١١١ - وله ایضاً در مدح مولانا غیاث الدین بحرآبادیصبحدم بر خاک کویش بگذاری باد شمال
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.