پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٠۴ - ایضاً له

حبذا دارالحدیثی کز معالی و شرف

زیبد ار دارد بمهر و مه شرف

بسکه در شاهوار از بحر طبع مصطفی

جمع شد دروی ز گوهر پر بر آمد چون صدف

چون امام جمله اصحابش حدیثی پی فکند

شد ز لطف طبع گوهربار اوکان لطف

افضل عالم حکیم الدین که از مرآت ماه

صیقل رأیش زداید در زمان زنگ کلف

آنکه باشد تا قیامت زو سلف را اشتهار

و آنکه نبود جز بذات او مباهات خلف

اینچنین خیری جمیل و اینچنین اجری جزیل

آمد از اقبال دستور جهان او را بکف

صاحب اعظم علاء ملک و دین کز حادثات

رأی ملک آرایش آرد عالمی را در کنف

آن کریمی کز حیای ابر نیسان کفش

کان بدل بر سنگ دارد بحر پوشد رخ بکف

از شکوه شاهباز همتش سیمرغ چرخ

همچو بوتیمار باشد دائما اندر اسف

کلک دربارش چو بربندد میان در ضبط ملک

جان اعدا افکند چون مال غارت در تلف

چون ز رأی اوست نظم ملک و دین تا حشر باد

سروران ملک و دین بر پای پیشش صف به صف

ذال و لام و با ز هجرت وز رجب بود آنکه داشت

خاطر ابن یمین بر نظم این گوهر شعف

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٠۶ - وله ایضاً در مدح طغایتمورخانتا شه نهاد پای بر اوج سریر ملک
  2. شمارهٔ ١٠٧ - ایضاً در مدح امیر مولای بیگندانم آن رخ حورست یا جمال ملک
  3. شمارهٔ ١٠٨ - وله ایضاً فی المدح خواجه نظام الدین یحییاز افق ماه نو عید بفیروز فال
  4. شمارهٔ ١٠٩ - ایضاً لهچو از نشیمن قدسی بیمن طالع و فال
  5. شمارهٔ ١١٠ - وله ایضاًخجسته صبحدمی کان نگار مهر گسل
  6. شمارهٔ ١١١ - وله ایضاً در مدح مولانا غیاث الدین بحرآبادیصبحدم بر خاک کویش بگذاری باد شمال
  7. شمارهٔ ١١٢ - قصیده در مدح فاضل اوحد حکیم الدیناین منم یا رب که در دل شادمانی یافتم
  8. شمارهٔ ١١٣ - ایضاً عرض اخلاص و مدح امیر ابونصر بن علیای پیک پی خجسته نسیم سپیده دم
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.