پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٠۶ - وله ایضاً در مدح طغایتمورخان

تا شه نهاد پای بر اوج سریر ملک

دولت ز بهر نصرت او شد نصیر ملک

شاه جهان طغایتمورخان که فر اوست

درحادثات دور فلک دستگیر ملک

هرگز مشام جان نشنیدست در جهان

خوشتر ز بوی روضه خلقش عبیر ملک

ز آنسان که ناگزیر بود جسم راز جان

ذات شریف شاه بود ناگزیر ملک

ز آنست دین و ملک برونق که رأی شاه

قطمیر دین شناسد و داند نقیر ملک

شاه جهان کمان کمین چون بزه کند

دادش بدست مالک املاک تیر ملک

خورشید ملک را نبود بعد ازین زوال

چون گشت لطف سایه یزدان ظهیر ملک

دودی کز آتش دل خصمت کند صعود

گردد ز سوز و تاب سپهر اثیر ملک

شاها توئی که تا بجهان رسم خسرویست

ننشست بر سریر چو تو دلپذیر ملک

تخت از وجود تو بفلک آفتاب شد

برجیس میسزد پس از اینت وزیر ملک

ملک آنچنان بماند که یا رد شدن محیط

هر کم بضاعتی بقلیل و کثیر ملک

آمد کنون مداد ز کیوان ورق ز ماه

دیوان ز آسمان و عطارد دبیر ملک

یکچند بی تو ملک جهان بود با نفیر

منت خدایرا که نشاندی نفیر ملک

چشم بد از تو دور که زیبنده کسوتیست

بر قد خسروی تو برد حریر ملک

شاهی جدا چگونه شود از تو چون ترا

پرورد دایه کرم حق به شیر ملک

غیر از دعای دولت شاهنشه جهان

کس نشنود سخن ز جوان و ز پیر ملک

در ملک شه نماند جز ابن یمین فقیر

شاها نظر دریغ مدار از فقیر ملک

تا احترام و عزت تاج و سریر هست

از جمله واجبات صغیر و کبیر ملک

بادا همیشه بر سر شه تاج خسروی

بی پای شه مباد بگیتی سریر ملک

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٠٨ - وله ایضاً فی المدح خواجه نظام الدین یحییاز افق ماه نو عید بفیروز فال
  2. شمارهٔ ١٠٩ - ایضاً لهچو از نشیمن قدسی بیمن طالع و فال
  3. شمارهٔ ١١٠ - وله ایضاًخجسته صبحدمی کان نگار مهر گسل
  4. شمارهٔ ١١١ - وله ایضاً در مدح مولانا غیاث الدین بحرآبادیصبحدم بر خاک کویش بگذاری باد شمال
  5. شمارهٔ ١١٢ - قصیده در مدح فاضل اوحد حکیم الدیناین منم یا رب که در دل شادمانی یافتم
  6. شمارهٔ ١١٣ - ایضاً عرض اخلاص و مدح امیر ابونصر بن علیای پیک پی خجسته نسیم سپیده دم
  7. شمارهٔ ١١۴ - وله ایضاًاین منم باز که در باغ بهشت افتادم
  8. شمارهٔ ١١۵ - وله در مدح علاءالدین حسینپیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.