پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٠١ - قصیده

گردش گردون بکامم گر نباشد گو مباش

ورز مهرش بر سرم افسر نباشد گومباش

گر هنرمند از کسی یاری نیابد گو میاب

چون هنر یارست اگر یاور نباشد گو مباش

پرتو نور تجلی چون ز شب ظلمت زدود

بر سپهر ار تابش اختر نباشد گو مباش

چون ندارم داوری با هیچکس در خیر و شر

گر مرا دلگرمی داور نباشد گو مباش

در جهان از خلق اگر یاری نیابم باک نیست

با علی در رزم اگر قنبر نباشد گو مباش

با چنین قحط هنر کابناء دهر از جهل خویش

جمله گویند ار هنر پرور نباشد گو مباش

گر هنر پرور زمین آسا نگردد پایمال

گر بسان آسمان سرور نباشد گو مباش

چون کمر هرگز نخواهم بودن اندر بند زر

گر قبای زر کشم در بر نباشد گو مباش

چون همای همتم برتر ز نسر طایر است

تاجش ار هدهد صفت بر سر نباشد گو مباش

آبروی از بهر نان بر خاک نتوان ریختن

گر نهال رزق ما را بر نباشد گو مباش

کی توان در بند بودن بهر شکر همچو نی

سرو آزادی گرش شکر نباشد گو مباش

خواری منت ز بهر آرزو نتوان کشید

ما و عزت هیچ دیگر گر نباشد گو مباش

منت رضوان ز بهر کوثر ار باید کشید

فارغم ز آن هرگز ار کوثر نباشد گو مباش

هستم از همت چو موسی رهرو وادی قدس

گر بپایم پای پوش اندر نباشد گو مباش

مرد باید کز ره معنی بود آراسته

گر بظاهر صورتش در خور نباشد گو مباش

رأی باید کز صفا چون آب و چون آذر بود

روی اگر چون آب و چون آذر نباشد گو مباش

آب رز باید که باشد در صفا چون آب زر

گر ز زر مغربی ساغر نباشد گو مباش

منت ایزد را که تر دامن نیم مانند ابر

گر چو ابرم جیب پر گوهر نباشد گو مباش

چون بود ابن یمین از در موزون با یسار

گر چو کانش گنج سیم و زر نباشد گو مباش

حاصل عاقل ز دنیا چون نکو نامی بود

این بست گر حاصل دیگر نباشد گو مباش

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٠٣ - ایضاً لهگر شود در عشق جانان جان شیرینم تلف
  2. شمارهٔ ١٠۴ - ایضاً لهحبذا دارالحدیثی کز معالی و شرف
  3. شمارهٔ ١٠۵ - ایضاً در مدح رضی الدین عبدالحقزهی صدر وزارت را ز رأی روشنت رونق
  4. شمارهٔ ١٠۶ - وله ایضاً در مدح طغایتمورخانتا شه نهاد پای بر اوج سریر ملک
  5. شمارهٔ ١٠٧ - ایضاً در مدح امیر مولای بیگندانم آن رخ حورست یا جمال ملک
  6. شمارهٔ ١٠٨ - وله ایضاً فی المدح خواجه نظام الدین یحییاز افق ماه نو عید بفیروز فال
  7. شمارهٔ ١٠٩ - ایضاً لهچو از نشیمن قدسی بیمن طالع و فال
  8. شمارهٔ ١١٠ - وله ایضاًخجسته صبحدمی کان نگار مهر گسل
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.