پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

اشعار عربی

شمارهٔ ٧٠ - ترجمه

قدوه اهل فضائل زبده آزادگان

اکرم الاخوان شهاب الدین که باشی شادکام

از ره چاکر نوازی قصه ئی اصغا نما

کرده از بیم ملالت دروی ایجازی تمام

بنده با جمعی خواص مجلس روحانیان

خلوتی دارم مصفا از کدورات عوام

موضعی از خرمی زیباتر از باغ ارم

وزره امن و فراغت غیرت دارالسلام

لیک در وی پای بند صحبت احباب نیست

این کنایت هیچ دانی از چه باشد از مدام

همتت گر ضامن اسباب جمعیت شود

چون ثریا منخرط گردند رد سلک نظام

ورنه ابناء الکرام اندر پی بنت الکروم

چون بنات النعش بگریرند از هم والسلام

ادامه‌ی اشعار عربی

  1. شمارهٔ ٧٢ - ایضاًاذ سیلت السحب سجال المطر
  2. شمارهٔ ٧٣ - ایضاًلقد بعث الرسول لزجرقوم
  3. شمارهٔ ٧۴ - ایضاًآتیک یا مولای بالامس زایرا
  4. شمارهٔ ٧۵ - قطعه ملمعفدیتک صاحبی بلغ سلامی
  5. شمارهٔ ٧۶ - قطعهفدت نفسی و ما تهواه مالی
  6. شمارهٔ ٧٧ - ایضاً ملمعخداوندا به حق ان کرامت
  7. شمارهٔ ٧٨ - ایضاًأخلائی أنبئکم جمیعا
  8. شمارهٔ ٧٩ - قطعهالا ان فعل المرء فی کل حاله
همه‌ی اشعار عربی ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.