پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

رباعیات

شمارهٔ ۳۸

ای دل این ره به قیل و قالت ندهند

جز بر در نیستی وصالت ندهند

و آنگاه در آن هوا که مرغان ویند

تا با پر و بالی پر و بالت ندهند

ملک طلبش به هر سلیمان ندهند

منشور غمش به هر دل و جان ندهند

درمان طلبان ز درد او محرومند

کین درد به طالبان درمان ندهند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۰خوی سبعی ز نفست ار باز شود
  2. شمارهٔ ۴۱گر دولت درد دین ترا دست دهد
  3. شمارهٔ ۴۲آن روز که کار وصل را ساز آید
  4. شمارهٔ ۴۳عشاق ترا هشت بهشت تنگ آید
  5. شمارهٔ ۴۴سیر آمده ای ز خویشتن می باید
  6. شمارهٔ ۴۵بازی که همی دست ملک را شاید
  7. شمارهٔ ۴۶جز دست تو زلف تو نیارست کشید
  8. شمارهٔ ۴۷این هفت سپهر در نوشتیم آخر
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.