پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۸

یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشت

با شکستی ساخت دل، کز طرهٔ لیلا گذشت

غفلت ما گر به این راحت بساط‌آرا شود

تا ابد نتوان به رنگ صورت از دیبا گذشت

هم در اول باید از وهم دو عالم بگذری

ورنه امروز تو خواهد دی شد و فردا گذشت

جوش اشکم در نظر موجی‌ست‌ کز دریا رمید

شعلهٔ‌ آهم به دل برقی‌ست‌ کز صحرا گذشت

چند چون گرداب بودن سر به جیب پیچ و تاب؟

می‌توان چون موج دامن چید و زین دریا گذشت

کاش همدوش غبار از خاک برمی‌خاستیم

حیف عمر ما که همچون سایه زیر پا گذشت

خون ‌شو ای حسرت ‌که از مقصد رهت دور است، ‌دور

آخرت در پیش دارد هرکه از دنیا گذشت

در دل آن بی‌وفا، افسون تأثیری نخواند

تیر آهم چون شرر هرچند از خارا گذشت

بر بنای دهر از سیل قیامت نگذرد

آن‌چه از روی عرقناک تو بر دل‌ها گذشت

هستی ما نام پروازی به دام آورده بود

بی‌نشانی بال زد چندان‌که از عنقا گذشت

بزم هستی قابل برهم‌زدن چیزی نداشت

آن‌که بگذشت از علایق پر به استغنا گذشت

داغ هرگز زیردست شعلهٔ تصویر نیست

بس‌که واماندیم، نقش پای ما از ما گذشت

حیف بر منصور ما تسلیم راهی وانکرد

از غرور وهم بایست اندکی بالا گذشت

از لباس توبه عریان است تشریف نجات

بیدل امشب موج می از کشتی صهبا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۰فرصت نظاره تا مژگان گشودن درگذشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۱شب به یاد آن لب خموش گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۲به فکر دل لبم از ربط قیل و قال‌گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۳دوش از نظر خیال تو دامن‌کشان گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۴همت ‌از هر دو جهان ‌جست ‌و ز دل در نگذشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۵نه همین سبزه از خطش ترگشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۶ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۷بی‌روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.