پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۹

اندیشه در نزاکت معنی کمال داشت

حسن فروغ مهر نقاب هلال داشت

شیرازهٔ غبار هوس‌گشت خجلتم

خاکم تسلی از عرق انفعال داشت

دل رفت از برم به فسون هوای وصل

این غنچه درگشودن آغوش بال داشت

از خودرمیده نیست عروج دماغ من

جامم نظر زگردش چشم غزال داشت

تخم ادب به ریشهٔ شوخی نمی‌زند

موج‌گهر زبانی اگر داشت لال داشت

حسنت به داد حیرت آبینه می‌رسد

آخر لب خموشی ما هم سؤال داشت

دل را غم وداع تو در خون نشانده بود

حال خوشی نداشت‌که‌گویم چه حال داشت

درکیش عشق ساز رهایی ندامت است

افسوس طایری‌که به دام تو بال داشت

پرگویی من آفت آگاهی دل است

آیینه بود تا نفسم اعتدال داشت

مردیم و از غبار دو عالم به در زدیم

ای عافیت ببال‌که هستی وبال داشت

غارتگر بهار نشاطم شکفتگی‌ست

تا غنچه بود دل چمنی در خیال داشت

بیدل هزار جلوه در آیینه‌ات گذشت

آن شخص‌کوکه این همه عرض مثال داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۱هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۲تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۳سادگی دل را اسیر فکرهای خام داشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۴شب‌ که جوش‌ حسرتی ‌زان نرگس‌ خودکام داشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۵شب‌که طاووس مرا شوق تو بال‌افشان داشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۶وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۷هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۸زندگانی‌ست‌ که جز مرگ سرانجام نداشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.