پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۸

زندگانی‌ست‌ که جز مرگ سرانجام نداشت

گر نمی‌بود نفس‌، صبح‌کسی شام نداشت

دل پرکار هوس متهم غیرم کرد

ساده تا بود نگین‌، غیر نگین نام نداشت

قدردان همه چیز آینهٔ منتظری‌ست

دردم از حاصل وصلیست که پیغام نداشت

مایهٔ‌ عاریت و صرف‌ طرب جای حیاست

گل سر و برگ شکفتن به زر وام نداشت

سیر کیفیت عبرتگه امکان کردیم

نقش پا داشت هوایی که سر بام نداشت

کاش بی‌جرات آهنگ طلب می‌بودیم

تکمهٔ جیب ادب جامهٔ احرام نداشت

پختگی چین تعین به رخ خلق افکند

رنگ هموار به غیر از ثمر خام نداشت

هیچکس چشم به جمعیت دل باز نکرد

این گلستان گل کیفیت بادام نداشت

سر زانوی ادب میکده ی راز که بود

عیش این حلقهٔ تسلیم خط جام نداشت

دل وفا خواست جوابش به تغافل دادی

داد تحسین طلبان این همه دشنام نداشت

بیدل از وهم فسردی‌، چه تعلق‌، چه وفاق

طایر رنگ‌،‌کمین قفس و دام نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۰چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۱آغاز نگاهم به قیامت نظری داشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۲گر جنونم هوس قطع منازل می‌داشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۳تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۴گل در چمن رسید و قدم بر هوا گذاشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۵همت من از نشان جاه چون ناوک‌ گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۶تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پروا گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۷در طلبت شب چه جنون‌ها گذشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.