پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۷

هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشت

دستگاه پرتو یک شمع این محفل نداشت

دل به هرنقشی‌که بستم صورت آیینه بود

نسخهٔ تحقیق امکان جز خط باطل نداشت

عاجزیها را غنیمت دان که درباب طلب

دست‌و پایی‌گز می‌کردیم‌گم ساحل نداشت

انفعالی نیست دل را ورنه درکیش حیا

سنگ ‌هم‌گر آب‌می‌شد عقده ای مشکل نداشت

زندگی در پیچ و تاب سعی بیجا مردن است

از تپیدن عالمی بسمل شد و قاتل نداشت

خیرگیهای نظر محو نقاب‌آرایی‌ست

ورنه هرگز، لیلی آزاد ما، محمل نداشت

غنچه‌ها بال نفس در پردهٔ دل سوختند

عیش این باغ امتداد رقص یک بسمل نداشت

شوخی موج ‌کرم شد انفعال جرم ما

این محیط آبی برون از جبههٔ سایل نداشت

همچو شبنم‌ گریه بر ما راه جولان بسته است

چشم ما تا بود بی‌نم این بیابان‌ گل نداشت

سرو گلزار تمنا طوق قمری در بر است

گل نکرد از سینه‌ام آهی‌که داغ دل نداشت

اشکم و گم‌ کرده‌ام از ضعف راه اضطراب

ورنه این ره لغزش پا داشت‌گر منزل نداشت

نقش او از اضطرابم در نفس صورت نبست

حسن را آیینه می‌بایست و این بیدل نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۹امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۰چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۱آغاز نگاهم به قیامت نظری داشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۲گر جنونم هوس قطع منازل می‌داشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۳تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۴گل در چمن رسید و قدم بر هوا گذاشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۵همت من از نشان جاه چون ناوک‌ گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۶تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پروا گذشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.