پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۰

بی‌ساز انفعال سراپای من تهی‌ست

چون شبنم ازوداع عرق جای من تهی‌ست

نیرنگ عالمی به خیالم شمرده‌گیر

صفر ز خودگذشته‌ام اجزای من تهی‌ست

رنگی ندارد آینهٔ مشرب فنا

ازگرد خوا دامن صحرای من تهی‌ست

دل محو مطلق است چه هستی‌کجا عدم

از هرچه دارد اسم معمای من تهی‌ست

چون صبح بالی از نفس سرد می‌زنم

عمری‌ست آشیانهٔ عنقای من‌تهی‌ست

از نقد دستگاه زیانکار من مپرس

امروز من چوکیسهٔ فرد‌ای من تهی‌ست

چون پیکر حبابم از آفت سرشته‌اند

از مغز عافیت سر بی‌پای من تهی‌ست

یارب نقاب کس ندّرد اعتبار پوچ

از یک حباب قالب دریای من تهی‌ست

تاکی فروشم از عرق شرم جام عذر

چشمش خمار دارد و مینای من‌تهی‌ست

بیدل سرمحیط سلامت چه موج وکف

تا او بجاست جای تو و جای‌من‌تهی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۲در ربط خلق یکسر ناموس‌کبریایی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۳ز خویش‌ مگذر اگر جوهرت‌ شناسایی‌ ست
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۴هرچند درین‌ گلشن هرسو گل خودروییست
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۵گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۶نیشی تا علم همت عنقا برداشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۷یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۸زان خوشه‌که میناگری باغ عنب داشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۹جرأت سؤال شرم ترا گر جواب داشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.