پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۹

عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست

در هر مکان چو نقش نگین جای ‌من تهیست

بی‌حرف ساز صوت و صداگل نمی‌کند

زین ‌جا مبرهن‌ است که این ‌انجمن تهیست

چشم‌حریص و سیری جاه‌، این‌.چه ممکن است

هرچند شمع نور فشاند لگن تهیست

این خانه‌ها که خار و خس انبار حرص ماست

چون حلقه‌های در همه بی‌رفتن تهیست

بر رمز کارگاه سخن پی نبرد‌ایم

تاکی زبان زپرده بگوید دهن تهیست

ضبط نفس غنیمت عشرت شمردنست

گر بوی گل قفس شکند این چمن تهیست

عمری‌ست ‌گوش خلق ز افسون ما و من

انباشته‌ست پنبه و جای سخن تهیست

ناموس شمع‌ کشته به فانوس واگذار

دستی‌ کز آستین به در آرم ز من تهیست

می در قدح ز بیکسی شیشه غافل است

چندان‌که غربت است پر از ما، وطن تهیست

نتوان به هیچ‌ پرده سراغ وصال یافت

بیدل‌ ز بوی یوسف ما پیرهن تهیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۱برگ طربم عشرت بی‌برگ و نوایی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۲در ربط خلق یکسر ناموس‌کبریایی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۳ز خویش‌ مگذر اگر جوهرت‌ شناسایی‌ ست
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۴هرچند درین‌ گلشن هرسو گل خودروییست
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۵گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۶نیشی تا علم همت عنقا برداشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۷یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۸زان خوشه‌که میناگری باغ عنب داشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.