پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۸

زان خوشه‌که میناگری باغ عنب داشت

هر دانه پریخانه ی بازار حلب داشت

خورشید پس از رفع سحر پرده‌ دری‌ کرد

تاگرد نفس کم نشد این آینه شب داشت

یکتایی‌اش افسون ادب خواند بر اظهار

مقراض بیان‌گشت زبانی‌که دو لب داشت

مفهوم نگردیدکه ما و من هستی

در خواب‌عدم این‌همه هذیان‌ز چه‌تب داشت

بی‌تجربه مکشوف نشد نفرت دنیا

تا وصل‌دماغ همه‌کس حرص عزب داشت

از مشتری و زهره، نه رنگی‌ست‌، نه بویی

این باغ همین‌ خار و خس راس و ذنب داشت

چیزی ننمودیم‌که ارزد به خیالی

تمثال ز آیینهٔ تحقیق ادب داشت

صد هرگز به امل هرزه شمردیم وگرنه

سر تا قدم‌شمع همین یک‌دو وجب داشت

گر بر خط تسلیم قضا سر ننهادیم

پیشانی بی‌سجدهٔ ما چین غضب داشت

دلگیرتر از منت مرهم نتوان زیست

زخمی‌که‌ لب ‌از خنده‌ ندزدید طرب داشت

بیدل دل هر ذره تپش‌خانهٔ آهی‌ست

نایابی مطلب چقدر درد طلب داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۰جز خموشی هرکه دل بر ناله و فریاد داشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۱حیرتم عمری به امید ندامت شاد داشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۲سعی‌جاه آرزوی خاک شدن در سر دا‌شت
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۳برق آفت لمعه در بی‌ضبطی اسرار داشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۴شب‌که شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۵ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۶تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۷تا ز حسن او گلستان تماشا رنگ داشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.