پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۷

تا ز حسن او گلستان تماشا رنگ داشت

حیرت از آیینه‌ام دستی به زیر سنگ داشت

یاد آن عیشی ‌که از نیرنگ جولان ‌کسی

گرد من د‌ر پرده چون صبح بهاران ‌رنگ داشت

تا نفس بال فغان زد رنگ صحرا ریخت دل

عمرها این شمع خامش‌کلبه‌ام را تنگ داشت

کامرانی‌ها بلا شد ورنه از بی‌حاصلی

دست برهم سودهٔ من دامنی در چنگ د‌اشت

آب می‌گشتیم‌کاش از عرض صافی‌های دل

کان تنزه جلوه از آیینه‌داران ننگ داشت

ترک تمکین جوهر ادراک ما بر باد داد

آتش ما اعتبار آبرو در سنگ داشت

عشق هم دارد تلافی‌ها ‌که چون مینای می

هرقدر خون بود در دل چهرهٔ ما رنگ داشت

تا کی از شرم تماشا بایدم‌ گردید آب

ای خوش آن آیینه‌کز هستی نقاب زنگ داشت

بسکه ما بیچارگان آفت‌نصیب افتاده‌ایم

رنگ ما بشکست اگر د‌ل با تپیدن جنگ داشت

منفعل از دعوی نشو و نمای هستی‌ام

ساز من در خاک بیدل بیش ازین آهنگ داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۹اندیشه در نزاکت معنی کمال داشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۰در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۱هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۲تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۳سادگی دل را اسیر فکرهای خام داشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۴شب‌ که جوش‌ حسرتی ‌زان نرگس‌ خودکام داشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۵شب‌که طاووس مرا شوق تو بال‌افشان داشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۶وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.