پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۷

فریاد که در عالم تحقیق‌ کسی نیست

یک خانهٔ عنقاست ‌که آنجا مگسی نیست

با عقل چه جوشیم‌که جز وهم ندارد

از عشق چه لافیم که بیش از هوسی نیست

گر دل بتپد غیر نفس‌ کیست رفیقش

ور چشم پرّد جز مژه امید خسی نیست

حیرت ز رفیقان سفرکرده چه جوید

دیدیم‌ که رفتند و صدای جرسی نیست

بر وعده دیدار که فرداست حسابش

امروز چه نالیم نفس همنفسی نیست

ای کاش دمی چند گرفتار توان زیست

اما چه توان کرد که دام و قفسی نیست

بر بیکسی‌ کاغذ آتش زده رحمی

کاین قافله را غیر عدم پیش و پسی نیست

چون شمع به امید فنا چند توان سوخت

ای باد سحر غیر تو فریادرسی نیست

بیدل الم و عیش خیالات تعین

تا چشم‌گشایی ‌که ‌گذشته‌ست و بسی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۹عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۰بی‌ساز انفعال سراپای من تهی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۱برگ طربم عشرت بی‌برگ و نوایی‌ست
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۲در ربط خلق یکسر ناموس‌کبریایی‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۳ز خویش‌ مگذر اگر جوهرت‌ شناسایی‌ ست
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۴هرچند درین‌ گلشن هرسو گل خودروییست
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۵گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۶نیشی تا علم همت عنقا برداشت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.