پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۱

نور دل در کشور آیینه نیست

لیک‌ کس روشنگر آیینه نیست

آن خیالاتی‌ که دل نقاش اوست

طاقت صورتگر آیینه نیست

غفلت آخر می‌دهد دل را به باد

زنگ جز بال و پر آیینه نیست

بسکه آفاق از غبار ما پر است

سادگی در دفتر آیینه نیست

دل ز تشویش تو و من فارغ است

عکس ‌کس دردسر آیینه نیست

داغ عشقیم از مقیمان دلیم

حلقهٔ ما بر در آیینه نیست

دوستان باید غم دل خورد و بس

فهم معنی جوهرِ آیینه نیست

کدخدای وهم تاکی زیستن

خانه جز بام و در آیینه نیست

ذوق پیدایی نگیرد دامنم

محو زانو را سرآیینه نیست

خودنمایی تا به ‌کی هشیار باش

عالم است این منظر آیینه نیست

تردماغ شرم تحقیق خودیم

ورنه می در ساغر آیینه نیست

دل بپرداز از غبار ما و من

بیدل اینها زیور آیینه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۳رنگم درین چمن به هوس پر زننده نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۴مبتذل صبح و شام تازگی‌ آرنده نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۵در تکلم از ندامت هیچ‌کس آسوده نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۶با دل تنگ است‌کار اینجا ز حرمان چاره نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۷خط‌خوبان هم‌،حریف طبع وحشت‌پیشه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۸خواجه تا کی باید این بنیاد رسوایی‌ که نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۹ز انقلاب جسم‌، دل بر ساز وحشت هاله نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۰هیچکس جز یأس‌، غمخوار من دیوانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.