پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۶

با دل تنگ است‌کار اینجا ز حرمان چاره نیست

گر همه صحرا شویم از رنج زندان چاره نیست

زآمد ورفت نفس عمری‌ست زحمت می‌کشیم

خانهٔ ما را ازین ناخوانده مهمان چاره نیست

دشت تا معموره یکسر از غبار دل پر است

هیچ‌کس را هیچ‌جا زین خانه ویران چاره نیست

تا نفس باقی‌ست باید چون نفس آواره زیست

ای سحر بنیاد از وضع پریشان چاره نیست

سعی تدبیر سلامت هم شکست دیگر است

در علاج زخم خار از چین دامان چاره نیست

دامن خود نیز باید عاقبت از دست داد

کف به هم ساییدن ازطبع پشیمان چاره نیست

جرأت پیری چه مقدار انفعال زندگی‌ست

پشت‌دستی هم‌گر افشاری ز دندان چاره نیست

آدم از بهر چه گندم‌گون قرارش داده‌اند

یعنی این ترکیب را از حسرت نان چاره نیست

آگهی‌گرد دو عالم شبهه دارد درکمین

تا نگه باقی‌ست از تشویش مژگان چاره نیست

کارها با غیرت عشق غیور افتاده است

ششجهت دیدار و ما را ازگریبان چاره نیست

عمرها شد در کف رنگ حنا آیینه است

گر نیاید یادت ازخون شهیدان چاره نیست

برق تازی با رم هر دره دارد توأمی

ی خراب لیلی از سیر غزالان چاره نیست

شامل‌است اخلاق‌حق با طو‌ر خوب‌و زشت خلق

شخص دین را بیدل ازگبرو مسلمان چاره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۸خواجه تا کی باید این بنیاد رسوایی‌ که نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۹ز انقلاب جسم‌، دل بر ساز وحشت هاله نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۰هیچکس جز یأس‌، غمخوار من دیوانه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۱آزادگی‌، غبار در و بام خانه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۲این‌زمان یک طالب‌مستی درین میخانه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۳محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۴صاف‌طبعان را غمی از خار خارکینه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۵طاس این نرد اختیاری نیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.